{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت15🌼

شوگا؛همه داشتن نگاهمون میکردن اما اصلا برام مهم نبود داخل اونموقعیت فقط دوست داشتم اون مرتیکه رو تیکه تیکه کنم

جین: همه سر میز نشسته بودیم دیدیم یهو شوگا امد و ایلینم داخل بغلش بود همه داشتن ازشون فیلم میگرفتن اونا هم از کلوپ رفتن و ما هم رفتیم

ایلین:شوگا اون اون مرده داشت بهم تجاوز میکرد

شوگا: گریه نکن تموم شد اون مرتیکه رو خودم مجازات میکنم

ایلین: شوگا بردم خونه پرستار لباسم رو عوض کرد اون مارک هنوز رو گردنم بود وقتی داخل اینه رو نگاه میکردم گریم میگرفت رو تخت نشسته بودم و گریه میکردم یهو همه ی اعشا وارد اتاق شدن

تهیونگ: ایلین حالت خوبه

جیمین: ایلین چیشد چرا اونجوری از کلوپ رفتین

جیهوپ: ای وااییی ایلین این کبودی روی گردنت چیع

شوگا: بچه ها ول کنین اینقدر سوال نپرسین ایلین حالش خوب نیست

ایلین: اشکال ندارع میتونی براشون توضیح بدی چیشده

شوگا: اهم خوب قضیه اینجوره که یه مرتیکه عوضی میخواست به ایلین تجاوز کنه

جونگکوک: نههه امکان ندارع

شوگا: بعدش این بلا رو سر ایلین میاره وقتی لباسش رو پاره کرد و میخواست بعش دست بزنه من وارد اتاق شدم و ایلین رو بردم

نامجون: اون مرتیکه عوضی چیشد

شوگا: اونو کلی کتک زدم و دادمش دست بادیگاردا تا ببرنش کلانتری

جین: واقعا اتفاق بدی افتاده و خداروشکر ایلین سالمه اما همه داشتن ازتون فیلم میگرفتن و ممکن هست برات شایعه درست کنن

شوگا: عیب نداره داخل اون موقعیت فقط داشتم به ایلین فک میکردم الانم برین بیرون تا ایلین استراحت کنه

نامجون: ارع بیاین بریم بیرون

شوگا: اعضا رفتن بیرون منم امدم برم بیرون که ایلین دستم رو گرفت و گفت

ایلین: لطفا تو نرو من میترسم

شوگا: باشه بیا اینجا من پیشتم توراحت بخواب

ایلین: سرم و گذاشتم رو شونه شوگا و خوابیدم...
دیدگاه ها (۱۸)

پارت16🌼(فردا صبح) ایلین: از خواب پاشدم دیدم شوگا هنوز کنارمه...

پارت17🌼ایلین: پاشدم رفتم داخل سالن اعضا داشتن صبحانه میخوردن...

پارت 14🌼شوگا: ایلین مراقب خودت باش چون ما نمیتونیم زیاد پیشت...

پارت 13🌼ایلین: شوگا امد بره که یهو دستشو گرفتم و لبشو بوسیدم...

عشق غیر ممکن part 3

بیب من برمیگردمپارت : 99جنی هنوز از عمارت نیومده بود بیرون ش...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁷²هوای داخل ون سنگین بود.. انگار داشتیم خفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط