پسری دختری نابینا را دوست داشت،دختر هم پسر را دوست داشت.ر
پسری دختری نابینا را دوست داشت،دختر هم پسر را دوست داشت.روزی به او گفت:اگر چشم داشتم برای همیشه در کنارت میماندم.یک روز کسی پیدا شد و چشمانش را به او هدیه داد.دختر بینا شد و دید پسر موردعلاقه اش نابیناست.به او گفت:دیگه تو رو نمیخوام،از پیشم برو.پسر هنگام رفتن لبخندی زد و گفت:مواظب چشم های من باش!
- ۵۴۲
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط