(چون خیلی دختر خوبیم گذاشتم🗿)
(چون خیلی دختر خوبیم گذاشتم🗿)
Part{2}
پرش زمانی به ساعت ۱۲ ا/ت:
خیلی اروم لباسامو جمع کردم و گذاشتمشون توی ساکم..اروم از اتاق رفتم بیرون..خداروشکر عوضی اقا خواب بود..از خونه زدم بیرون و به سمت خونه لیا راهی شدم هیچ تاکسی نبود که سوارشم مجبور شدم پیاده برم؛خیاابونا خلوتو تاریک بود خیلی ترسیده بودم ولی اهمیت ندادم؛از خونه ی ما تا خونه ی لیا اینا حدودا نیم ساعت فاصله بود..همینطور داشتم میرفتم که حدود ۸ تا ماشین رو پشت سرم دیدم بازم اهمیت ندادم ولی یه دفعه یه چیزی محکم خورد تو سرم و سیاهی..
کوک:
اعصابم ب شدت خورد بود موادی ک برامون فرستاده بودن تقلبی بوده کی جرئت کرده با من در بیوفته...با بادیگاردام سوار ماشین شدم و همینطور داشتم تو جاده ها برای خودم میچرخیدم..یه دفعه یه دختر ریزه میزه رو دیدم ک میتونم بگم نیم مترم نبود..هه زیر خواب خوبی میشه اول کارمو باهاش میکنم بعد میکشمش...
ا/ت ویو:
چشمامو باز کردم دیدم توی یه اتاق با تم مشکی دارکم....اهههه این چه رنگیه رنگای شاد رو بیشتر ترجیح میدم؛هی اینازو بیخیال اصلا من کجام چطوری اومدم اینجا؟!یهو یادم اومد یه چیزی محکم خورد تو سرم..داشتم همینطور به دور و برم نگاه میکردم که در محکم باز شد و یه پسری ک خیلی خوشگل و جذاب بود اومد داخل...
کوک(+)
+اووو هرزه کوچولوی زیرخوابمون بیدار شد
_خفه شو آشغال عوضی من هرزه نیستم دست یه ینفرم بهم نخورده منو برای چی اوردی اینجا(داد)
+هرزه ی اشغال به چه حقی سر من داد میزنی(اربده)
کوک ویو:
دختره ی پرو ولی خدایی چقد خوشگله اههه چی دارم میگم عصبی شدمو رفتم سمتش موهایی که تا زانوهاش میزدو محکم تو دستام گرفتم و چنگ زدم که جیغش رفت هوا
_ولم کن عوضی(جیغ)
+الان بهت نشون میدم عوضی چیه
محکم با مشت زدم تو صورتشو پرتش کردم رو زمین..با لگد افتادم به جونش که همینطوری داشت تقلا میکرد ولی اهمیت ندادم و بیشتر زدم..
با پاهام روی شکمش فشار دادم که خون بالا اورد و بیهوش شد..
شرایط پارت بعد:
۵ لایک
۵ کامنت
(اینبار کم گذاشتم برسونید شرطارو)
Part{2}
پرش زمانی به ساعت ۱۲ ا/ت:
خیلی اروم لباسامو جمع کردم و گذاشتمشون توی ساکم..اروم از اتاق رفتم بیرون..خداروشکر عوضی اقا خواب بود..از خونه زدم بیرون و به سمت خونه لیا راهی شدم هیچ تاکسی نبود که سوارشم مجبور شدم پیاده برم؛خیاابونا خلوتو تاریک بود خیلی ترسیده بودم ولی اهمیت ندادم؛از خونه ی ما تا خونه ی لیا اینا حدودا نیم ساعت فاصله بود..همینطور داشتم میرفتم که حدود ۸ تا ماشین رو پشت سرم دیدم بازم اهمیت ندادم ولی یه دفعه یه چیزی محکم خورد تو سرم و سیاهی..
کوک:
اعصابم ب شدت خورد بود موادی ک برامون فرستاده بودن تقلبی بوده کی جرئت کرده با من در بیوفته...با بادیگاردام سوار ماشین شدم و همینطور داشتم تو جاده ها برای خودم میچرخیدم..یه دفعه یه دختر ریزه میزه رو دیدم ک میتونم بگم نیم مترم نبود..هه زیر خواب خوبی میشه اول کارمو باهاش میکنم بعد میکشمش...
ا/ت ویو:
چشمامو باز کردم دیدم توی یه اتاق با تم مشکی دارکم....اهههه این چه رنگیه رنگای شاد رو بیشتر ترجیح میدم؛هی اینازو بیخیال اصلا من کجام چطوری اومدم اینجا؟!یهو یادم اومد یه چیزی محکم خورد تو سرم..داشتم همینطور به دور و برم نگاه میکردم که در محکم باز شد و یه پسری ک خیلی خوشگل و جذاب بود اومد داخل...
کوک(+)
+اووو هرزه کوچولوی زیرخوابمون بیدار شد
_خفه شو آشغال عوضی من هرزه نیستم دست یه ینفرم بهم نخورده منو برای چی اوردی اینجا(داد)
+هرزه ی اشغال به چه حقی سر من داد میزنی(اربده)
کوک ویو:
دختره ی پرو ولی خدایی چقد خوشگله اههه چی دارم میگم عصبی شدمو رفتم سمتش موهایی که تا زانوهاش میزدو محکم تو دستام گرفتم و چنگ زدم که جیغش رفت هوا
_ولم کن عوضی(جیغ)
+الان بهت نشون میدم عوضی چیه
محکم با مشت زدم تو صورتشو پرتش کردم رو زمین..با لگد افتادم به جونش که همینطوری داشت تقلا میکرد ولی اهمیت ندادم و بیشتر زدم..
با پاهام روی شکمش فشار دادم که خون بالا اورد و بیهوش شد..
شرایط پارت بعد:
۵ لایک
۵ کامنت
(اینبار کم گذاشتم برسونید شرطارو)
۱۴.۱k
۲۶ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.