سرنوشت

که یهو تهیونگ رو شو برگردوند یونا رو با من و جیزل دید توی شک رفته بود ولی بعد چشش خورد به من نمیدونم چرا خندید شد؟
تهیونگ ویو:
داشتم با جیمین و کوک حرف میزدم دیدم از میز پشتی خیلی صدا میاد رومو کردم اونور دیدم یونا و جیزل و یه دختر دیگه که نمی‌شناختم سر یه میز بود واقا تو شوک بودم ولی اون دختره چقدر خوشگل و کیوته ولی از اوناست که هم میتونه هات باشه هم کیوت. ۲ دقیقه ای میشد که داشتم نگاش میکردم و با صدای کوک به خودم اومدم
کوک :تهیونگ چیزی شده.
تهیونگ:نه ولی اون دختره رو ببین😆
جیمین:تهیونگ اون یونا نیس؟
تهیونگ:آره خودشه😡
کوک:راس میگه جیمین نگاش کن🤤
جیمین:آره خوشگله
تهیونگ:خوشگل تر از خوشگل
کوک:نکنه کراش زدی داداش؟
جیمین:چی کراش زدی!
تهیونگ:نه بابا کراش چیه
کوک:ولی من کراش زدم
تهیونگ:شما خیلی بی جا کردی کراش زدی
جیمین:کراش زدی که اینو میگی دیگه😄
پایان ویو تهیونگ
ا.ت ویو
نمیدونم چرا داداش یونا ۲ دقیقه داشت به من بیچاره نگا میکرد نکنه دیونه ای چیزی شده؟ از یونا پرسیدم
یونا:چمیدونم
جیزل:ا.ت نکنه عاشقت شده؟
ا.ت:نه بابا این چه حرفیه
یونا : ازش بعید نیس دیدی یه دفعه کراش زد!
جیزل:جدی داداشت اینجوریه؟
یونا:آره بابا دیونه س تو کمپانی بیگ هیت کار میکنه بک آپ دنسره یه گرل گروپ بود یکی از اعضاش سولو داشت اسمش اونچه بود رو اونم کراش زد بگم کلا اکیپ اونا دیونه ن
ا.ت:مگه چند نفرن؟
دیدگاه ها (۱)

سرنوشت

سرنوشت

سرنوشت

سرنوشت

چند پارتی از تهیونگ

خون‌آشام جذاب من(P:3)

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط