{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
ادامه ی پارت ².....

زنگ آخر:
کیفِت رو از رو میز برداشتی و از کلاس زدی بیرون ....نمیخواستی دوباره جونکوک و نوچه هاش رو ببینی پس تند تند قدم برمیداشتی و راه می‌رفتی ....از مدرسه دراومدی و بدونه توجه به دور و اطرافت راه افتادی سمت خونه که یهو یه یه نفر صدات زد ....صداش شبیه صدای لیا بود ....
برگشتی که با لیا روبه رو شدی ...

ات: لیا!

دویید سمتت و بغلت کرد ....

ات: ت..تو خوبی؟!
لیا: اره...من خوبم....(بغض)
ات: و..وایسا ...

از بغلش دراومدی و به صورتش نگا کردی ....

ات: ل..لیا م..من از رو پشت بوم پرتت نکردم پایین...بخدا راست میگم من از رو پشت بوم ....
لیا: میدونم ات!
ات: م..میدونی؟!
لیا: اره میدونم...تو پرتم نکردی ...جینا پرت کرد !
ات: (بغض)
لیا : عه ات چرا بغض کردی؟!
ات: چ..چیزی نیست...من دیگه باید برم ..‌..

خواستی بری که صدای بلنده جونکوک تو گوشت پیچید ...

جونکوک: کجاااا!!!

تو جات خشک شدی .....صدای قدم هاش رو میشنیدی که داشت هر لحظه بهت نزدیک تر میشد ‌....
بهت رسید ‌....بازوت رو گرفت و به سمت خودش چرخوندِت....روبه روش وایسوندِت...

لیا: جونکوک!
جونکوک: لیا ... بَه بَه بِه سلامتی از کما دراومدی!

لیا جونکوک رو بغل کرد اما جونکوک انگار مثل قبل باهاش رفتار نمیکرد ....

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۶۰)

#درخواستی Part: ³لیا خواست لب جونکوک رو ببوسه که جونکوک کنار...

#درخواستی Part: ⁴فردا صبح: از تختِت پایین اومدی و رفتی دستشو...

#درخواستی Part: ²دیگه اینقدر کُتَگِت زد که از هوش رفتی ....د...

#درخواستی ادامه پارت ¹.....یهو موهات رو گرفت تو دستش و انداخ...

موج رویا پارت ۱۴

سلامممممم بلخره ادامینتون برگشت 😁🥳 دلم براتون تنگ شده بود 🥲🥺...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط