{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانبه وقتش میفهمی

هان:به وقتش میفهمی
جیا:بگو دیگه این مسخره بازیا چیه
هان:بعدا میفهمی دیگه
هوفففف من از کنجکاوی میمیرم همینجوری داشتیم راه میرفتیم که رسیدیم به خونه ی من
جیا:رسیدیم
با کیلید در رو باز کردم و رفتم داخل هان هم پشت سرم اومد
جیا:بشین برم قهوه درست کنم(یکم سرد)
هان:باشه
رفتم دوتا قهوه درست کردم و نشستم کنارش
هان:دستت درد نکنه
جیا:خواهش
داشتیم قهوه میخوردیم که گفتم
جیا:هان میشه مسخره بازی در نیاری و بگی کی رو دوست داری
هان:نمیتونم بگم
جیا:بچه بازی در نیار بگو
هان:میگم نمیتونم
کلی اسرار کردم که هان...

شرط نداریم
حمایت=ذوق
دیدگاه ها (۱۵)

بچگی ادمینتون😂هق کاشکی دوباره انقدری میشدم🥲🤌

که یهو رو هوا معلق شدم خواستم جیغ بزنم که دیدم تو بقل تهیونگ...

ا.ت:یااا چرت و پرت نگو برو اونورته:تا بوس منو ندی نمی‌رمکلاف...

بچه ها از اون جایی که گفتید از اول نزارم و ادامه ی فیک رو بن...

من میخوامت دختر عمو پارت ۳ویو فردا صبح جیا:بیدار شدم کار لاز...

last bar

وقتی قهر بودی.....________________________ویو کوکالان یه هفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط