{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر : می دونی فردا عمل قلب دارم

دختر : می دونی فردا عمل قلب دارم
پسر: اره عزیزم
دختر :منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره کرد تا دختر اشکهایش را نبیند و گفت منتظرت میمونم
دختر:دوستت دارم
بعد از عمل دختر داشت به هوش می امد به ارامی چشم باز کرد و نام پسر رو زمزمه کرد
پرستار :اروم باش تو باید استراحت کنی
دختر:ولی اون کجاست؟گفت که منتظرم میمونه،به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار در حالی ک سرنگ ارام بخش رو در سرم دخنر خالی کرد گفت میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر به یاد پسر افتاد و اشک از دیده گانش جاری شد.آخه چرا؟
پرستار:شوخی کردم بابا!رفته دستشویی الان میاد.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۵ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر چند ثانیه فق...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

#دوپارتیقول میدی که سرقولت بمونی؟مینسونگP:2ویو مینهوساعت از ...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

دلبر رئیس

فصل اول_آغاز سرنوشت

برده عمارت جئون

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط