{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواستم برم دستشویی دیدم یکی داخله فک کردم دختر خالمه گف

میخواستم برم دستشویی دیدم یکی داخله فک کردم دختر خالمه گفتم پدر سگ بیا بیرووون دیدم بابام اومد بیرون گف با کی بودی گفتی پدر سگ؟ گفتم هیچی بابا جون با خودم بودم!
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

P7ویو جونگکوک:نشسته بودم رو کاناپه یهو دیدم که میونگ اومدمیو...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پشت نگاه سردت....16ویو تهیونگهنوز حرف بابام توی سرم می‌چرخید...

پارت ۴ (سرنوشت)

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

فیک تهیونگ

رمان تو خود منی

رمان :قرار داد سر نوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط