به دور و اطرافش خیره شو

+ به دور و اطرافش خیره شو ...
لمس کن و لمس کن ، اعتماد نکن و باز هم لمس کن
با هر لمس محو میشود آن به توصیف انسان دل سوز ....
انگار مح محیط دور و اطرافم را در بر گرفته ؟
چرا دستی مرا بیرون نمی‌کشد ؟
چرا کمکی به من نمیشود؟
دستان زیادی برای کمک دراز میشود ...
اما بعد از لمس محو میشود !
پس بگزار اگر کسی واقعا قصد کمک به این معشوق قدیمی را دارد دستانش میان توهمات و غیب شود......
دیدگاه ها (۰)

+ من قلمی دست گرفتم تا کتابی نو برای بازی سرنوشت قلم بزنم .....

+ مصافت زیادی را دویدم اما ...انگار با هر قدم تکه ای از وجود...

+ گویی عشق در این دیرینه جهان گناهیست کبیره ....پس من دستانش...

+ در شهری که کلاه قاضی و درمان مرگ باشد ...مردمان خیره به هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط