{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بیمارستان دوهوییی

تو بیمارستان دوهوییی

دیروز با مادر عزیزم رفتیم پارچه فروشی برا‌تابستون،یهو سرم گیج رفت نشستم،بلند شدم رفتم از خیابون اونر(همونجورکه چشام سیاهی میرفت)رفتم سوپری آب‌گرفتم،ولی تا همون موقع آب خوردم حالم خیییلی‌بد شد باهمون حال از خیابون داشتم رد میشدم که یهو وسط خیابون افتادم(یه ماشین نزدیک بود لهم کنه)



بزووور‌خودمو تا مغازهه رسوندم همونجا وسط پارچه فروشی بیهوش شدم اووردنم بیمارستان فشارم۸،الان خداروشکر حالم بهتره،ولی سرگیجه شدیییید دارم،برام دعا کنین عزیزان
دیدگاه ها (۱۳)

اَفروووووو،جیییییییغعاشق کلیپاشم

خییییلی خوشهامتحان کنین؛)

هیییییی چیشت ندارم

چالش دست نوشته در اینستاایدی هم رو انگشتام نوشتم لطفا بهم صر...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

مافیای من

KIM V

فیک تهیونگ

#روزمرگی_نیلی ↓💕🤕هلووو🙆🏻‍♀️خوبین؟ نمیخواستم بیاما، چون نیستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط