{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونم یسری گفته بودن از بقیه سناریو ننویسم ولی من عاشق ت

میدونم یسری گفته بودن از بقیه سناریو ننویسم ولی من عاشق ترکیب کردن کاراکتر های مورد علاقم از فیلمای دیگه به هاگوارتز یا کلا ترکیب های سم هستم 😊🙂

فانوس دست فین بود و ساعدشو گرفته بودم
نوا : خب هانا فکر میکنی کجاس
هانا : نمیدونم هر جایی ممکنه باشه
صدایی از دور به گوش رسید
میوووو
هانا : برج جغد ها
بالا رفتیم و دیدیم بین جغد ها نشسته
فین : خانم جلسه را انداخته
هانا : هه ۲ ساعته دارم دنبالش میگرد
کاموای مورد علاقشو جلوش گرفتی
نوا : آگوستینا بیا بیا دیگه
اومد و پرید بغل نوا
هانا : هه تو گربه منیا
و کاموا رو به نوا دادم
فین : دیر وقته بهتره بریم تا گیر نیوفتادیم
پایین رفتین تو راهرو ها بودین که صدای قدم هاییو شنیدین یه نور کم رنگ ورد لوموس
که اگوستینا پرید و رفت به سمت صدا
سینه خیز به سمتش رفتیم اونقدری فرز بود که وقت بلند شدن هم نداشتیم و دیدیم بله خانم چسبیده به پای کسی
سر هامونو بالا آوردیم و دیدم بله خانوم به پای اسنیپ چسبیده
اسنیپ : ولفهارد
فین خنده ای با دندون کرد و در همون حین شونه هاشو بالا انداخت
اسنیپ : اشنپ
نوا : شب بخیر پرفسور
اسنیپ : هرموسو
هانا : حاضر
و دستمو بالا آوردم
اسنیپ : اینجا کلاس درس نیست
هانا : بله پرفسور
اسنیپ : پس چرا گفتی
هانا : از روی عادت پرفسور
فین پوزخندی زد که اسنیپ نگاهش کرد و زود جمعش کرد
اسنیپ : شب پرسه زنان در راهرو
نوا : دنبال اون بودیم
اسنیپ گربه رو از پاش برداشت و به نوا داد
هانا : گربه من شما رو انتخاب کرده
اسنیپ : خب فکر کنم انتخابش بجا بوده
فین دوباره خندید و اسنیپ این بار چشم غره قوی تری بهش رفت
اسنیپ : شب بخیر
نوا گربه رو گرفت و به خوابگاه هاتون رفتید

میدونم یکم کوتاه بود ولی به خودم که فن stranger things ام وایب خوبی میداد 🖤❤
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی ریگولوس : چشماتو باز کردی و با دیدن اینکه داری گربه ...

p21طبقه پایین خدمتکار ۱(لی‌لی): وقتی میبینمش خدا رو شکر میکن...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟵هانا بدون اتلاف وقت ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart"29"غذا و روی میز گذاشت ، چشمم به ظاهر مظلومش بود ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط