{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p21

p21
طبقه پایین
خدمتکار ۱(لی‌لی): وقتی میبینمش خدا رو شکر میکنم یه اصیل زاده نیستم
خدمتکار ۲(بلوما): جوری که ارباب ریدل دوستش داره حتی اگه اصیل زاده نبود ام مال خودت میکرد
لی‌لی : یعنی میگی از ارباب ولدمورت نافرمانی کنه
خدمتکار ۳(فلورا): اون احمقه
لی‌لی : اون پسر ارباب ولدمورته چجوری بهش توهین میکنی
فلورا : پرنسس رو میگم متیو جذابه خاستنیه فوق العاده اس اگه من جای دیانا بودم
بلوما : احمققق آخه یه دورگه رو چه به آرزوی ارباب ریدل تا حالا تا یه متریش رفتی
فلورا :(سرخ شدن) آره
لی‌لی : همون باری که برای صبحونه برد
فلورا : پرنسس دیانا ابله فرار کرده وگرنه اون خیلی وفاداره و رمانتیک اون
بلوما : زنشو میزنه
فلورا : نه احمق
بلوما : پس کبودیای
لی‌لی : اون م.ارک آن اوسکول
فلورا : جذاببببب
بلوما : اصلا میدونی چند سال ازت بزرگتره
فلورا : من ۱۸ سالمه یه سال از دیانا کوچیک ترم یجوری حرف میزنی انگار خودت چند سالته ما تو هاگواترز هم پایه بودیما
لی‌لی : این بحث فایده نداره میرم برای پرنسس دیانا آب قند درست کنم تاحالا ۳ بار پیش اومده وسطش غش کنه
فلورا : من ببرم براش
بلوما : می‌خواهد برای معشوقه معشوقه اش آب قند ببره
لی‌لی :آره بیا ببر
فلورا : ممنون لی‌لی
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی ریگولوس : چشماتو باز کردی و با دیدن اینکه داری گربه ...

میدونم یسری گفته بودن از بقیه سناریو ننویسم ولی من عاشق ترکی...

21پرده ی روب دیوار رو کنار زدم روز ۵ بود با ماژیک چوب خطشو ک...

p20 متیو : آواداکادورا دیانا : متیو دستمو مشت کردمو زدم تو ص...

p1امروز سومین روزی بود که هاگواتز تموم شده بود و میخواستم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط