چرامنپارت
◈ ━━━ ⸙ چرامن(پارت 1)━━━━ ◈
نویسنده: دوستان قلم من برای رمان خیلی افتضاحه چون من فیلم نامه نویسم وخیلی جاها ممکنه بجای اینکه از چیزای مناسب صحبتی استفاده کنم از محیط اطراف بگم خلاصه ببخشید
شیوا: باصدای زنگ گوشیم بیدار شدم زنگ الارمو خاموش کردم ولی باز زنگ خورد روی گوشیو نگا کردم با دیدن اسم یکتا چشام بسته شد (باهاش دعوا کرده بوده) رد تماس زدم دومرتبه زنگ زد. کلافه شدم جواب دادم
برادر یکتا: شیوا خودتو برسون بیمارستان یکتا تصادف کرده
شیوا: کپ کرده کرده بودم گوشی از دستم افتاد. سریع گوشیو برداشتم بهش گفتم کودوم بیمارستان
برادر یکتا: شریعتی شیوا خواهش میکنم مامانش چیزی نفهمه زود خودتو برسون
شیوا: میخاستم بپرسم چرا ولی معطل نکردم گوشیو قطع کردم یه مانتو سرمه پوشیدم یه شال انداختم رو سرم
اسنپ گرفتم نشستم زنگ زدم مامان که بهش بگم من خونه نیستم با داد گوشیو برداشت
نفس: دختره چس سفید مگه نگفتم تا تکلیفمونو مشخص نکردی نه بیا خونه نه هم به من زنگ بزن بعدم گوشیو قطع میکنم
شیوا: با دهنی باز که میخاستم بگم مامان گوشیو قطع کردم از صفحه تماس اومدم بیرون رفتم تو قسمت پیام ها که به شهاب پیام بدم یه لحظه نگاهم به مپ اسنپ افتاد دیدم هنوز اسنپی دم در خونه ایستاده و بهم پیام داده خانم نمیخاید تشریف بیارین پیام مال یک دقیقه پیش بود ولی من حداقل 6دقیقه بود تو ماشین نشسته بودم نگاهی به ایینه ماشین کردم مرده بایه پوزخنده ترسناکی داشت بهم نگاه میکرد خودمو زدم به اون راه که متوجه نشدم که منو دزدیده اسنپی بهم زنگ زد رد تماس کردم بهش گفتم پشیمون شدم به شهاب پیام دادم گفتم منم تو خطرم ولوکیشن انلاین نمو براش اس ام اس کردم
راننده لب باز کردو گفت:
♡تا پارت بعد بدرود ♡
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
نویسنده: دوستان قلم من برای رمان خیلی افتضاحه چون من فیلم نامه نویسم وخیلی جاها ممکنه بجای اینکه از چیزای مناسب صحبتی استفاده کنم از محیط اطراف بگم خلاصه ببخشید
شیوا: باصدای زنگ گوشیم بیدار شدم زنگ الارمو خاموش کردم ولی باز زنگ خورد روی گوشیو نگا کردم با دیدن اسم یکتا چشام بسته شد (باهاش دعوا کرده بوده) رد تماس زدم دومرتبه زنگ زد. کلافه شدم جواب دادم
برادر یکتا: شیوا خودتو برسون بیمارستان یکتا تصادف کرده
شیوا: کپ کرده کرده بودم گوشی از دستم افتاد. سریع گوشیو برداشتم بهش گفتم کودوم بیمارستان
برادر یکتا: شریعتی شیوا خواهش میکنم مامانش چیزی نفهمه زود خودتو برسون
شیوا: میخاستم بپرسم چرا ولی معطل نکردم گوشیو قطع کردم یه مانتو سرمه پوشیدم یه شال انداختم رو سرم
اسنپ گرفتم نشستم زنگ زدم مامان که بهش بگم من خونه نیستم با داد گوشیو برداشت
نفس: دختره چس سفید مگه نگفتم تا تکلیفمونو مشخص نکردی نه بیا خونه نه هم به من زنگ بزن بعدم گوشیو قطع میکنم
شیوا: با دهنی باز که میخاستم بگم مامان گوشیو قطع کردم از صفحه تماس اومدم بیرون رفتم تو قسمت پیام ها که به شهاب پیام بدم یه لحظه نگاهم به مپ اسنپ افتاد دیدم هنوز اسنپی دم در خونه ایستاده و بهم پیام داده خانم نمیخاید تشریف بیارین پیام مال یک دقیقه پیش بود ولی من حداقل 6دقیقه بود تو ماشین نشسته بودم نگاهی به ایینه ماشین کردم مرده بایه پوزخنده ترسناکی داشت بهم نگاه میکرد خودمو زدم به اون راه که متوجه نشدم که منو دزدیده اسنپی بهم زنگ زد رد تماس کردم بهش گفتم پشیمون شدم به شهاب پیام دادم گفتم منم تو خطرم ولوکیشن انلاین نمو براش اس ام اس کردم
راننده لب باز کردو گفت:
♡تا پارت بعد بدرود ♡
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
- ۴.۳k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط