{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"با استرس به چهره‌ی خودت داخل اینه

"با استرس به چهره‌ی خودت داخل اینه
خیره شدی و سعی در آرام کردن خودت داشتی"

+هی آ.ت! آروم باش! چیزی نیست که فقط قراره کراش چندین سالت توی فیلم بهت اعتراف کنه و ی صحنه بوسه رو اجرا کنین همین!

بعد از چند نفس عمیق، از دستشویی خارج شدی...

صدای کار گردان موجب استرس بیشترت
شد"

_خیلی خوب کیم آ.ت هم آمدی، شروع میکنیم!

یک، دو! سه. حرکت!

‌‌((نگاهت رو به هوسوک که ذره ای اصطراب درونش دیده نمیشد دادی))

+خوب هوسوک شی! چی میخواستی بهم بگی؟!

_مدتها بود منتطر این لخظه بودم پرنسس

لحظه ای که بتونم برای خودم داشته باشم و نو مال من باشی!

صادقانه بگم تو تنها کسی هستی که وقتی می بینمش قلبم بیشتراز هربار میتپه

موهات، لبات، چشمات و تک تک اجزای صورتت برام قشنگن

همیشه وقتی با بقیه شیبت میکردن کلی حرص میخوردم من یه تارموت که هیچ، فکرتم به کسی نمیدم؛

"دست هایش و کمر باریک حلقه شد"

_منو ببخش اگه آنقدر دوست دارم و کاری ازم بر نمیاد!

"لبهاش رو نزدیک کرد و بوسه و آغاز کرد"

چند دقیقه بعد صدای کارگردان که می‌گفت (کات) شنیده شد

اما هوسوک همچنان داشت ادامه می‌داد...

یاد حرفاش افتادی هیچکدوم از آونها توی دیالوگها نبود




پایان



شرط
لایک:2
کامنت:2
دیدگاه ها (۰)

"با خستگی زیاد وارد خونه شدی کیف و پالتو رواویز کردی"داد زدی...

کدوم کصکشی این کارو کرده؟

" با همه قدرتی که داشتی سعی کرد چثه ی بزرگ کوک رو به مبل برس...

همسایه من پارت ۴ کوک: زیاد خوردی اره داشت کمکت می کرد تا بری...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط