ظهور ازدواج

ظهور ازدواج )
( پارت ۳۴۰ فصل ۳ )

فرد کج به جیمین نگاه کرد و صداشو زنونه کرد و عین منشیا با ناز گفت: اقاي مهندس فعلا سرشون خيلي شلوغه... میتونم براي ۳ هفته دیگه تاریخ مکالمه بدم خدمت پدر محترم نامحترمشون.. بدم؟ نيكول نتونست جلوي خودشو بگیره وزد زیر خنده و منم پشتش.. لعنتي خيلي خوب بود. جیمز با اخماي غلیظ به فرد نگاه کرد. فرد با ترس :گفت اقا من اینجا نشسته بودم داشتم شکلاتمو میخوردم چیکارا شما داشتم؟؟ خودتون منو کشیدین وسط............ و یه شکلات دیگه کرد دهنش. چشمامو گرد کردم. نمیره انقدر شکلات میخوره ظرف شکلاتا خالي شد. جیمز سرفه زد. نگاش کردم. باز سرفه اي زد و گفت: هیچ کس درباره آزمایش و نورا هیچ حرفي به جوزف نمیزنه تا من خودم تصمیم بگیرم... روشنه؟ نیکول با بغض گفت اره. اینطور بهتره و با غیض به فرد نگاه کرد و گفت: بعضیا مثل خر خبر بد میدن.. فرد بیخیال و فارغ از دنیا شکلات توي رو گاز زد که صداش تو کل خونه پیچید و ریلکس گفت اره... مثل نیکول نيكول جیغ زد فررررد فرد با ترس از جا پرید و نزديك بود از صندلی بیوفته پایین و با گفت: زهرمااار.. قلبم ریخت. حرص نيكول به درك.. اعصاب ندارما ... با من درست حرف بزن.. فرد صورتشو توهم کشید و گفت: جیمین باز این دختره جنسشو عوض کرد؟ جیمین عصبي گفت: جفتتون دهنتونو ببندین.. فرد دهنشو بست و به دقیقه نکشید که نتونست دهنشو بسته نگه داره و به من اشاره کرد و خیلی اروم گفت:ببخشید سلطان جنگل..ولي به اون دختره اب زیرکاه مارموز که حرف نشسته بي داره اطلاعات کسب میکنه هم بگو دهنشو ببنده.. فک میکنم الان
داره اطلاعات کسب میکنه هم بگو دهنشو ببنده.. فك ميكنم الان میخواد دهنشو باز کنه. با غیض نگاش کردم. جیمین کلافه گفت: فرد... خفه شو... فرد لباشو به هم فشرد واروم اروم و اسلو موشن یه شکلات دیگه باز کرد و گذاشت تو دهنش. با لبخند سر تاسفي براش تکون دادم. این بشر آدم نیست و ادم نمیشه جیمین سرفه شديدي زد و کتشو و آورد و انداخت روي صندلي که برگه اي از جيبش افتاد رو زمین گنگ با چشماي باريك بلند شدم رفتم سمت برگه.. فرد خبیثانه گفت: اخ اخ اخ.. لو رفتي جیمین گنگ گفت:چي؟ فرد زنت نامه عاشقونه تو پیدا کرد. جیمین اخم کرد و گفت: چرا زر میزنی؟ نرم خندیدم و کنجکاوانه برگه رو برش داشتم و بازش کردم. یه بروشور بود بروشور کمپ تفريحي مکانی زیبا با مراتع سرسبز و طبيعي..
دیدگاه ها (۲)

ظهور ازدواج )( پارت ۳۴۱ فصل ۳ )ارامش بخش براي تمدد اعصاب و ...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۴۱ فصل ۳ )ارامش بخش براي تمدد اعصاب و ...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۳۹ فصل ۳ ) انقدر عر میزنن که تنهایی یاد...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۳۸ فصل ۳ )دیگه که جوزف بهتر شد بهش بگو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط