{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود

بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود

زخم ها و ضربه های دشمنان دردش کم است
آدمی از ضربه های دوست نالان می شود

مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود

معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود

وای بر روزی که شاعر خسته و غمگین شود
آخر هر مصرع و هر واژه گریان می شود
دیدگاه ها (۶)

دلت که گرفته باشد، به صدای رقص باد در لای شاخه ایبه چشمک ستا...

بوی فراموشی گرفته ام ... رنگ تنهایی...دلشکستگی ... بغض و خام...

ﺣـــــــﺲ نوشتن ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﯾڪ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺮﻑ •••••ﺍﻣﺎ ﺍین ﺑﺎﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ...

« روزی تنها در سکوتی بی پایان»چشم هابسته...لب هاخاموش از حرف...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط