{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌آشیانه ات

‌آشیانه ات
بر تنِ زخمیِ این درخت
سبز مانده هنوز...
وَ سماجتِ بادها
هرگـــز نتوانســـت
زمین بیندازد برگی از یادِ تو را !
وَ تو چه می دانی
درختی که سرما از سرش گذشته باشـد
چگونه می تواند
یک تنه تمام شهر را برایت سبز کند............
دیدگاه ها (۴)

وانمود می‌کردم به چیزی جز او مشغولم و مجبورم او را بگذارم و ...

ضبط روشنه و خواننده داره می خونه: بگو در شبای تو چی می گذرهب...

غرور چیزی نبودکه داشتنش اینقدر بی ارزدکه اشک بریزیم وبگوییم ...

میگوید :دلم گرفتهمیروم بر سر مزار مردگانمانمیگویم :چرا گمان ...

نزدیک پاییز است

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط