𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p37
- اوه پس حیف شد.. چون من روی کیک رو با توت فرنگی و داخلش رو با گردو و موز پر کرده بودم و روی کیک رو مخصوص تمشک کوچولوم با بستنی تزئین کرده بودم.. میدونی که من بستنی روی کیک دوست ندارم، مخصوصا وقتی مثل امروز اسمارتیز هم بغلش ریخته باشم. میدونم که تو عاشقشی، اما حالا که نمیخوری باید بریزمش بیرون، هوم؟
« خوب بلدی باهام بازی کنی، جئون. »
- پس نریزمش دور؟
« خودت میدونی که نمیتونم به بستنی و اسمارتیز روی کیک شکلاتی نه بگمم! »
۵ دقیقه بعد
جونگکوک گفته بود برای کاری باید بیرون بره و حدود یک ساعت دیگه بر میگرده. به تهیونگ گفته بود میتونه کیک رو خودش بخوره. برای همین الان امگا از کشوی جونگکوک که همه چیز منظم بود یه تیشرت که به خاطر تفاوت سایزش با جونگکوک خیلی براش گشاد و بلند بود پوشیده بود. کوچیک ترین و راحت ترین شلوار های جونگکوک رو امتحان کرد، اما چون خیلی بزرگ بودن از پاش می افتادن. برای همین اون هارو سر جاشون گذاشته بود و حالا شلوار نداشت. کشوی منظم جونگکوک که حتی فاصله ی بین لباس ها هم داخلش برنامه ریزی شده بود حالا خیلی شلخته بود.
تهیونگ مرز های قلمرو بی نقص جونگکوک رو شکسته بود.
لباس جونگکوک که حالا تن تهیونگ بود هنوز بود چوب صندل ( رایحه جونگکوک ) رو میداد.
تهیونگ بدو بدو از پله ها پایین رفت و به یخچال خیره شد. جونگکوک دیشب کلی وقت گذاشته بود تا کیک بستنی اسمارتیزی مورد علاقه تهیونگ رو براش درست کنه. درواقع کیک بستنی اسمارتیزی اختراع پدر تهیونگ بود که هر جمعه شب مخصوصا برای تهیونگ درست میکرد. این روند هر جمعه ادامه داشت، البته نه بعد از خیانت پدر تهیونگ به مادرش.
اما حقیقتا تهیونگ پیش پدرش احساس امنیت میکرد. حالا ۹ سال میشد که دیگه جمع شب ها براش خاص نبود.
آروم انگشت های کوچیکش رو روی دستگیره ی یخچال گذاشت و آروم کشیدش. کیک بستنی اسمارتیزی بزرگی توی یخچال بود. دست خط جونگکوک بود که این بار به جای نوشتن تکالیف فیزیک با ماژیک روی تخته وایت برد روی کیک با سس شکلاتی نوشته بود « برای تمشک کوچولوی شیرینم» و یه نامه ی کوچولو هم بغلش بود:
« اگر باز هم بستنی خواستی بستنی وانیلی توی فریزر هست. »
جونگکوک میدونست که تهیونگ عاشق بستنی زیاد روی کیکشه. اما این بار انگار از قصد کم گذاشته بود.
تهیونگ فریزر رو باز کرد و جعبه ی بستنی وانیلی رو برداشت. خیلی سبک و خالی بود. تهیونگ درش رو باز کرد و...
یه حلقه؟
شرایط:
۷۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۵ بازنشر
شرط پارت قبل نرسیده بود ولی حال دادم بهتوننن گذاشتمم این پارت شرطش نرسه بعدیو نمیذارمم
p37
- اوه پس حیف شد.. چون من روی کیک رو با توت فرنگی و داخلش رو با گردو و موز پر کرده بودم و روی کیک رو مخصوص تمشک کوچولوم با بستنی تزئین کرده بودم.. میدونی که من بستنی روی کیک دوست ندارم، مخصوصا وقتی مثل امروز اسمارتیز هم بغلش ریخته باشم. میدونم که تو عاشقشی، اما حالا که نمیخوری باید بریزمش بیرون، هوم؟
« خوب بلدی باهام بازی کنی، جئون. »
- پس نریزمش دور؟
« خودت میدونی که نمیتونم به بستنی و اسمارتیز روی کیک شکلاتی نه بگمم! »
۵ دقیقه بعد
جونگکوک گفته بود برای کاری باید بیرون بره و حدود یک ساعت دیگه بر میگرده. به تهیونگ گفته بود میتونه کیک رو خودش بخوره. برای همین الان امگا از کشوی جونگکوک که همه چیز منظم بود یه تیشرت که به خاطر تفاوت سایزش با جونگکوک خیلی براش گشاد و بلند بود پوشیده بود. کوچیک ترین و راحت ترین شلوار های جونگکوک رو امتحان کرد، اما چون خیلی بزرگ بودن از پاش می افتادن. برای همین اون هارو سر جاشون گذاشته بود و حالا شلوار نداشت. کشوی منظم جونگکوک که حتی فاصله ی بین لباس ها هم داخلش برنامه ریزی شده بود حالا خیلی شلخته بود.
تهیونگ مرز های قلمرو بی نقص جونگکوک رو شکسته بود.
لباس جونگکوک که حالا تن تهیونگ بود هنوز بود چوب صندل ( رایحه جونگکوک ) رو میداد.
تهیونگ بدو بدو از پله ها پایین رفت و به یخچال خیره شد. جونگکوک دیشب کلی وقت گذاشته بود تا کیک بستنی اسمارتیزی مورد علاقه تهیونگ رو براش درست کنه. درواقع کیک بستنی اسمارتیزی اختراع پدر تهیونگ بود که هر جمعه شب مخصوصا برای تهیونگ درست میکرد. این روند هر جمعه ادامه داشت، البته نه بعد از خیانت پدر تهیونگ به مادرش.
اما حقیقتا تهیونگ پیش پدرش احساس امنیت میکرد. حالا ۹ سال میشد که دیگه جمع شب ها براش خاص نبود.
آروم انگشت های کوچیکش رو روی دستگیره ی یخچال گذاشت و آروم کشیدش. کیک بستنی اسمارتیزی بزرگی توی یخچال بود. دست خط جونگکوک بود که این بار به جای نوشتن تکالیف فیزیک با ماژیک روی تخته وایت برد روی کیک با سس شکلاتی نوشته بود « برای تمشک کوچولوی شیرینم» و یه نامه ی کوچولو هم بغلش بود:
« اگر باز هم بستنی خواستی بستنی وانیلی توی فریزر هست. »
جونگکوک میدونست که تهیونگ عاشق بستنی زیاد روی کیکشه. اما این بار انگار از قصد کم گذاشته بود.
تهیونگ فریزر رو باز کرد و جعبه ی بستنی وانیلی رو برداشت. خیلی سبک و خالی بود. تهیونگ درش رو باز کرد و...
یه حلقه؟
شرایط:
۷۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۵ بازنشر
شرط پارت قبل نرسیده بود ولی حال دادم بهتوننن گذاشتمم این پارت شرطش نرسه بعدیو نمیذارمم
- ۶.۷k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط