بعد از آن روزی که رفتی قایقی را ساختم
بعد از آن روزی که رفتی قایقی را ساختم
وعده ی سهراب را هم من به آب انداختم
قایقِ ما جای دارد هر کسی دلخسته هست
در مصافِ عشق هم بیهوده دیدم تاختم
دسته جمعی می رویم از این دیارِ غصه ها
می زنم فریاد رویِ قایقم من باختم
هر کسی آمد کنارت با تو شد درد آشنا
غیر عشقت هیچ کس را در دلم نشناختم
می روم از شهر آیا بی هوا آماده اید؟
مثل آهن توی کورهِ بی تو هم بگداختم
سرگشته
وعده ی سهراب را هم من به آب انداختم
قایقِ ما جای دارد هر کسی دلخسته هست
در مصافِ عشق هم بیهوده دیدم تاختم
دسته جمعی می رویم از این دیارِ غصه ها
می زنم فریاد رویِ قایقم من باختم
هر کسی آمد کنارت با تو شد درد آشنا
غیر عشقت هیچ کس را در دلم نشناختم
می روم از شهر آیا بی هوا آماده اید؟
مثل آهن توی کورهِ بی تو هم بگداختم
سرگشته
- ۳۲۱
- ۳۰ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط