{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

s

#sαʀα
ساعت 4:13دقیقه ساعت زنگ میزنه
چشماتو باز میکنی و میبینی در کمد
به اهستگی باز میشه و یه عروسک با خنده
میاد بیرون با تعجب چشاتو باز وبسته میکنی
عینکتو میذاری رو چشمات
میبینی اون عروسک که موهاش بهم ریخته بود
و یه چشم نداشت رو قفسه سینت نشسته
یه چاقو تو دستشه
با جیغ از خواب بیدار میشی خوشحال میشی خواب بوده
به ساعت نگاه میکنی
4:12دقیقه اس درکمد به آرومی باز میشه : )
دیدگاه ها (۳)

#خیلیخوبه:)وقتی ک بچه بودم یه همسایه داشتیم جلو در کفشای دخت...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دیدبه مرغ و گوسفند و گاو خبر...

قلوپِ آخر از چای دارچین خوش عطرش رو سر کشید ، فنجونش رو گذاش...

حتما بخونید:)لایک یادتون نره^*^منم یه روز چهل ساله میشماون ر...

تهیونگ: پس بخواب ات: باشه میرسین به خونه و تهیونگ ماشین رو پ...

سه پارتی( وقتی به آرزوت میرسی و میبوسیش)پارت۲

چندپارتی☆p.4جونگکوک سمت ات رفت و اروم روی صندلی نشست _ات جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط