{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" تو سرنوشت منی "

" تو سرنوشت منی "
پارت ۲۵

ویو راوی
فردا صبح النا صبحونه رو روی میز چید و با خودش گفت

+از هر انگشتم یه هنر میریزه...........خب برم جیهون هم بیدار کنم

النا وارد اتاق شد و اروم اروم رفت سمت جیهون و یهو گفت

+پاشو پاشو شاهزاده کوچولوووووو ( بلند )

جیهون از خواب پرید و گفت

♤ چیشدههه مامان

النا خندید و گفت

+اتفاق به این بزرگی رو یادت رفته .......باید بریم هلن رو برداریم بریم مهد کودک

جیهون گیج خواب آلود بود ولی وقتی به حرف النا فک کرد جیغ بلندی زد و پرید بغل النا

+حالا نظرت چیه اماده بشیم

♤ بریم آماده بشم

+بریم

جونگکوک وارد آشپزخونه شد و با دیدن النا و جیهون که دارن با لذت صبحونه میخورن خنده ای کرد و رفت سر میز نشست

_ میبینم مادر پسری دارین لذت میبرین

+البته چرا که نه

_ بله چرا که .............میگم دیشب کی رسیدی ؟

+تا ساعت ۵ صبح پیش هلن بودم که اگه مشکلی پیش اومد پیشش باشم بعدشم اومدم خونه یه ذره چرت کشیدم

_ اهان ........راستی جیهون من امروز یه ذره عجله دارم زود بخور بریم

♤ من که با تو نمیام

النا و بازوش به بازوی جیهون زد و اروم گفت

+ هیششش

جونگکوک نگاه مشکوکی به دو تاشون کرد و گفت

_ منظورت چیه من با من نیای نمیتونی بری مهدکودک نمیشه خونه بمونی

♤ من با مامان میرم

_ چییییی

+اره با من میاد بریم هلن رو از بیمارستان برداریم بریم مهد کودک مگه نه جیهون

♤ ارههه

النا خندید و جونگکوک اخمی کرد و گفت

_ خواب دیدی خیر باشه خانم جئون جیهون به کسی که ۵ سال این ور و اون ور میبردش خیانت نمیکنه مگه نه پسرم

+بیا از اینم بخور پسرم

_ هوییی با شما هستم هااا

+پاشو پسرم دیره بریم

النا از جاش بلند شد و کیف خودش و کیف هلن و جیهون رو برداش و دست جیهون رو گرفت

♤ خدافظ باباییی ( کیوت )

+خدافظ اقلی جئون( کیوت )

از خونه رفتن بیرون جونگکوک خنده ای عصبی کرد و گفت

_ الان منو حساب نکردن نه ؟ هههههه ( خنده عصبی )

قهوه جلوش رو برداشت و جرعه ای ازش نوشید ولی چون داغ بود سریع تف کرد بیرون

_ سوختم سوختمممم ای ای زبون

شرط
۱۲ لایک
۵ کامنت
دیدگاه ها (۵)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱ — قانون اول: به جونگکوک اعتماد نکن!ساع...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

ᴘᴀʀᴛ ۲۳ | خونه‌ی جدیدماشین جلوی یه خونه‌ی بزرگ و شیک توقف کر...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

کپشن مهمه🎀😭عروسک من😈🔞پارت سیزدهم رفتم تو اوففف رید به نقشه ا...

پارت ۶ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":حدود ۱ ساعت بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط