{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال بود ، هرچه بافتم خیال بود ، رویای من و تو دروغ بود .

خیال بود ، هرچه بافتم خیال بود ، رویای من و تو دروغ بود .... همه روزهایمان دروغ بود ، روزهایی که دوست داشتنت را مشق کردم ، مرگ ترسی ندارد میبینی ؟ دارم از نبودنت میمیرم ..یاد گرفتم فاصله بین لبخند و اشک زندگیست..
دیدگاه ها (۱)

سلامتی روز مرگمسلامتی عشقم که بعده ی مدت فراموشم میکنهبسلامت...

یادتــــهـــ میگفتے نفــــســـتــم؟! چے شد ؟! ...

WoOoOoOoOw

این آقارو باید از موهاش به پنکه سقفی آویزون کرد تازه روشنش ...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

اسم فیک: اون واسه منهp61جونگکوک: ات؟... من هنوز با دوست دختر...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

پروانه جان

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط