{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم
بعد بیایم و با عصایی در دست
کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم
تا تو بیایی و مرانشناسی
ولی دستم رابگیری
و از ازدحام خیابان عبورم دهی
دیدگاه ها (۱)

در این مخالف آبادِ بی‌ انتهابرای بغضِ خاموشتشانه‌ای پر یقین ...

هیچ گاهنمی‌فهممچرا می‌گویندآدمها با قلب‌هایشان عاشق می‌شوند؛...

همیشه چیزهایی را که نداشته امبیشتر دوست داشته ام،مثل توکه بس...

گاهی حواسم را پرت می کنممی افتدجایی حوالی خیال ِ توو دلم گرم...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

تولدت مبارک بزغاله.

ِبعضی آدما فقط دوست نیستن، یه تیکه از آرامش آدم‌ان. آوا، تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط