{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ²⁰

زنگ تفریح:
دامیان میره سمت الکس و بهش میگه:به چه جرعتی آنیا جون صدا میکنی؟

الکس:دوستمه و در آینده کسیه که قراره با من ازدواج کنه .

دامیان:تو گو/ه میخوری شاید آنیا رو بتونی به عنوان دوستش جون صدا کنی ولی من دوس پسرشم فهمیدی یا نه ؟؟

الکس:ببینیم و تعریف کنیم .

زنگ کلاس:
هندرسون:پروژه داریم دوتایی گروه بندی میشین
آنیا و الکس_ جولیا و دامیان _بکی و دیوید
و گروه های دیگه هم گفت و......

سمت آنیا و الکس:
الکس:آنیا؟
آنیا:بله؟
الکس:ببخشید برای زنگ تفریح
آنیا دستشو میزاره روی شونه ی الکس و میگه: اشکال نداره آدم اشتباه میکنه بعضی وقتا .
سمت دامیان و جولیا:
دامیان حواسش به آنیا و الکس بود که لبخند میزدند
جولیا سریع اومد جلو گونه ی دامیان
بو/سید
دامیان:چیکار میکنی عو/ضی دست از سر من بردار .

ذهن جولیا :فردا قراره نامزد کنیم دیگه لازم نیست عاشق آنیا باشی ولی بهتره بهش نگم چون فرار میکنه .

جولیا:فردا مامانت مارو دعوت کرده خونشون میای دیگه؟

دامیان:باشه

آنیا اون صحنه را میبینه و میاد روبه روی میز

آنیا:جولیا؟

جولیا:چیه کله صورتی؟
آنیا:چرا به دامیان نمیگی فردا میخواین نامزد کنین ولی من نمیزارم ؟؟

دامیان رفت تو شوک 😲 😲 😲

.
.
دیدگاه ها (۴)

پارت²¹ دامیان:جولیا عجب آدمی هستی منو میخوای بزورنامزدت کنیج...

باز شرط دارمم...😁😆ما رو ۶۳ برسون پارت بعد رو بذارمممم😁😁💞🙏🏻🌸

پارت¹⁹الکس:خب باید چی کار کنیم؟جولیا:ببین تو مغزت نخوده ولی ...

پارت ¹⁸ یو هو ‌‌‌‌.... الکس میاد و میگه آنیا خانم میبینم با ...

رمان حسم به تو....

شماره ی ۷ ازمایشگاهفصل۲ پارت۳دامیان عصبی از سرجاش بلند شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط