پارت
پارت ¹⁸
یو هو .... الکس میاد و میگه آنیا خانم میبینم با دامیان خوب حال میکنی!!!!
و شما آقای دامیان
بهش ابراز علاقه کردی میبینم!!!!
آنیا خواست ی چیزی به الکس بگه و یک مشت خالی کنه تو صورتش
که دامیان امد و جلوش رو گرفت و گفت
دامیان: مشکلی داری الکس منو و آنیا رو باهم ببینی ؟؟؟ حالا الان هم برو پیش جولیا
بازم نقشه بکش که ما رو از هم جداکنین ولی هر دو ی شما بدونین که شما هیچ وقت هیچ وقت نمیتونید منو و آنیا رو جدا کنین این رو بدونید !!! حالا هم از اینجا برو
گو/رت رو گم کن !!!!
الکس: باشه تو که راست میگی بچه پرو !!!
آنیا : الکس بس کن و همین الان برو .
چون خودت خوب میدونی که مشتام حرف نداره و معروفه !!! و اگه از اون مشتا نمیخوای همین الان برو !!!
الکس : میگه فقط به احترام بانو آنیام !!!
دامیان: چی!!! آنیای تو نیست آنیای منه فهمیدی؟ ؟؟
الکس : حالا میبینم
و رفت
آنیا: چه بچه پرو اییه
دامیان : ولش کن بیا بریم آنیا
آنیا : اره بریم
ساید الکس و جولیا ::
الکس: جولیا !!!!جولیا !!!!
جولیا: چیه ؟؟ چته ؟؟ چی شد؟؟ از هم جدا شدند؟؟
الکس: نه نتونستم
جولیا: همیشه همینی ! هیچ کاری از دستت بر نمیاد !!!
الکس: خب چی کار کنم انگار جنسشون از فولاده!!!
جولیا: نه از فولاد نیست ! تو بی عرضه ایی!!
از اولم خودم باید میرفتم !!
..
..
.
.
یو هو .... الکس میاد و میگه آنیا خانم میبینم با دامیان خوب حال میکنی!!!!
و شما آقای دامیان
بهش ابراز علاقه کردی میبینم!!!!
آنیا خواست ی چیزی به الکس بگه و یک مشت خالی کنه تو صورتش
که دامیان امد و جلوش رو گرفت و گفت
دامیان: مشکلی داری الکس منو و آنیا رو باهم ببینی ؟؟؟ حالا الان هم برو پیش جولیا
بازم نقشه بکش که ما رو از هم جداکنین ولی هر دو ی شما بدونین که شما هیچ وقت هیچ وقت نمیتونید منو و آنیا رو جدا کنین این رو بدونید !!! حالا هم از اینجا برو
گو/رت رو گم کن !!!!
الکس: باشه تو که راست میگی بچه پرو !!!
آنیا : الکس بس کن و همین الان برو .
چون خودت خوب میدونی که مشتام حرف نداره و معروفه !!! و اگه از اون مشتا نمیخوای همین الان برو !!!
الکس : میگه فقط به احترام بانو آنیام !!!
دامیان: چی!!! آنیای تو نیست آنیای منه فهمیدی؟ ؟؟
الکس : حالا میبینم
و رفت
آنیا: چه بچه پرو اییه
دامیان : ولش کن بیا بریم آنیا
آنیا : اره بریم
ساید الکس و جولیا ::
الکس: جولیا !!!!جولیا !!!!
جولیا: چیه ؟؟ چته ؟؟ چی شد؟؟ از هم جدا شدند؟؟
الکس: نه نتونستم
جولیا: همیشه همینی ! هیچ کاری از دستت بر نمیاد !!!
الکس: خب چی کار کنم انگار جنسشون از فولاده!!!
جولیا: نه از فولاد نیست ! تو بی عرضه ایی!!
از اولم خودم باید میرفتم !!
..
..
.
.
- ۱.۵k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط