{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بـــوم نقــاشی خـــالـی ز تصــــویرت

یک بـــوم نقــاشی خـــالـی ز تصــــویرت
طــرحی از آن صــورت چشمان دلـــگیرت
خاکستری مشکی تدفین این قاب است
قابـی که کابوسِ دســـتان بی تاب است
موهــای آشـــفته لــــب هـــای نــیمه باز
چشـــم خمار و مـــست گریه شــده آغاز
با چشــــم های تر با دســـــت لـــــرزانـم
مــن میکـــشم امـــــا از تــو گــــریــــزانـم
حـــــالا رســــیدم مــــن بـــر تیــغ آن ابرو
زخــــمش به دل دارم ذهــنم شده جادو
لبــخند بی روحــم طرح تو غـم دار است
پایان نقاشی این شب چه نـم دار است
با اشک چشمی من طرح تو را شـستم
از بـــــی وفـــایی ها با نـــــقش تو گفتم...
دیدگاه ها (۱)

نه منت دریا را می کشمنه بی تابی ِ جنگل را می کنمهمه را برای ...

دریاب راز زلالی ز رود پاک آن رود رفته ، به دریا رسیده است بگ...

قالی زندگی ام رنگین بودسرخ و سبز و آبیبافته ام آنرا با دل تن...

زودتر از آنچه فکر کنی میگذرندتمام غم هاتمام اضطراب ها...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

من هرگز آسمان رازیبا ندیده بودماز اینسانچشم تو آسمان راقابی ...

من هرگز آسمان رازیبا ندیده بودماز اینسانچشم تو آسمان راقابی ...

{شعرهای مقاومت...}

دلا غمواره در دشت استو امشبم چون شام آخردر هیاهوی افق, یک را...

دلا غمواره در دشت استو این شب ها شام آخردر هیاهوی افق, یک را...

پارت سوم ( اخر )بارون سئول تمومی نداشت. پنجره‌ی اتاق بیمارست...

سامان علی یاری

ادامه یوکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط