و هنوز
.
و هنوز
در پسِ این همه اندوه
میشود پنجره بود
رو به خیابانِ سکوت؛
میشود واژهای ساخت
و برایش جان داد؛
میشود حالِ کسی را فهمید
سفرهی دلتنگی او را برچید
میشود کوچهی بنبست نبود
میشود رفت
ولی، عاشق بود...
و هنوز
در پسِ این همه اندوه
میشود پنجره بود
رو به خیابانِ سکوت؛
میشود واژهای ساخت
و برایش جان داد؛
میشود حالِ کسی را فهمید
سفرهی دلتنگی او را برچید
میشود کوچهی بنبست نبود
میشود رفت
ولی، عاشق بود...
- ۴.۶k
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط