{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیست

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیست
اردی جهنم است زمانی که یار نیست

دست نیاز باد به دامان ناز بید
تنها مرا به جانب معشوقه بار نیست

امسال از همیشه ی خود بی ثمرتر است
در باغ من نشانه ای از برگ و بار نیست

هر قاصدی که آمده از راه ، ناخوش است
هر نامه ای که می رسد از سوی یار نیست

دنیا به جز عذاب چه دارد برای من ؟
شب های تار هست صدای سه تار نیست

آه ای پرنده ! گاه قفس را نفس بکش
آخر همیشه راه رهایی فرار نیست

#علیرضا_بدیع
دیدگاه ها (۱)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیستاردی جهنم است زمانی که یار نیستد...

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیستاردی جهنم است زمانی که یار نیستد...

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیست #اردی_جهنم است زمانی که یار نیس...

سخن از تمام هستی ، جان در بدن هستمگو ای یار که هرچند جا و مک...

سخن از تمام هستی ، جان در بدن هستمگو ای یار که هرچند جا و مک...

رهایی آن لحظه‌ای نیست که زنجیرها از دست و پایت باز می‌شوند؛ر...

پرنده در قفس؛ زیبا نمی خواندآن هنگام که دوست داری دلی را مال...

پرنده ام و در قفس دلتنگ بام تو

« بی تو »بی تو دلم همیشه تنگ است، دنیا برایم سوت و کور است.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط