{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آخرین روز عمروم افتادم.زنده بودم ولی حس میکردم هیچ کس

یاد آخرین روز عمروم افتادم.زنده بودم ولی حس میکردم هیچ کس منو نمیخواد.
آب دریام ازم خسته شده بود ،چون تو نبودی که مهربون باشه.
دیدگاه ها (۱)

چرا همیشه یه دختر باید صدای هیس!!!!! تو گوشس باشه.مگه فرشته ...

به پشت سرت هیچ وقت نگاه نکن وبرنگرد!آنان که رفته اند باز نگش...

عمو شری دوست داریم

همیشه با همیم رفیق میگه نه؟

قـرار بـود هـمـیـشـه و هـمـه جـا هـمـراه هـم بـاشـیـم، بـودم...

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

رمان دخت من

ددی جونگکوک صــحـــبــتـــ میــکــنـــهـ: ⁦⁦⁦⁦⁦ヾ⁠(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠ノ...

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۴ویو دامیان دیدم انیا بیدار شده و دا...

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

چرا تا میخام حالمو بهتر کنم، میایین با کارا و حرفاتون حالمو ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط