{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم انتقال خون،

رفته بودم انتقال خون،
زنه ازم پرسید تا حالا رابطه جنسی پر خطر داشتی؟؟؟
گفتم: بله رفتم خونه دوست دخترم؛
.
.
.
.
.
.

هر لحظه ممکن بود باباش بیاد!!!

اونقد خندید، از حال رفت، یه واحد خون به خودش زدن!!!
دیدگاه ها (۱)

دختره میفته تو دریا میبینند کوسه کاریش ندارهاز کوسه میپرسن چ...

‏تو خارج:میری داخل آسانسور میبینی یه دختر و پسر دارن همو ماچ...

انصافا تخمه آفتابگردونبه مراتب با نظم ترتیب بیشتری نسبت به ا...

ﺗﻮ اتوبوس ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻡ تلگرامو ﭼﮏﮐﻨﻢﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺴﺘﻬﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﺪ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان : قلب در تاریکی

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط