استاد کیم فصل

استاد کیم (فصل ۲ )
پارت ۷۹

مینو : چه ... خوب ... همه بچه .. دوست دارن
تهیونگ : ولی من دوست دارم بچه خودمو بغل کنم ...
مینو باز هم حرف را پیچوند
مینو : بابا کی دوست نداره بچه خودش رو بغل کنه ها ...
تهیونگ: ای بابا چرا منظورم رو نمیگیری
مینو : خوب ... دوست داری چی بگم استاد کیم
تهیونگ : بچه دار شیم
مینو : تو نمیفهمی تهیونگ نمیشه از طرفی دشمنی تو و کانگ دا خانواده من و اون دختره یوری همشون اونا چی نمیشه
تهیونگ : اینکه بچه دار شیم چه ربطی داره
مینو سرش را پایین انداخت و گفت
مینو : نمیشه ... نمیشه اصلا حتی فکر کردن بهش دستو پام رو می‌لرزون
تهیونگ : پس کانگ دا و یوری خانوادت همه بهونه هستش درسته تو خودت نمیخواهی بچه دار شیم
مینو : صداتو برایه من نبر بالا تهیونگ
تهیونگ خیلی عصبی شده بود و این بار با صدا بلند تر داد زد
تهیونگ : همش بهونه ست درسته
مینو : چرا داد میزنی
تهیونگ : مشکله ما اینه ها
مینو با جدیت گفت
مینو: سره من داد نزن فهمیدی
تهیونگ : پاشو بریم
تهیونگ بلند شد و سمته موتور اش رفت و مینو هم سمته تهیونگ رفت و پشت سرش نشست تهیونگ موتور ‌ را راهی کرد و با بالا ترین سرعت می‌رفت حتی به ماشین های که کنارش رد میشد نیم نگاهی نمی‌داخت
و فقد با بلا ترین سرعت می‌رفت مینو ترسيده گفت
مینو : تهیونگ .... آروم تر
تهیونگ هیچ حرفی نزد و سرعت اش را تند تر کرد مینو باز هم با ترس گفت
مینو : تهیونگ خواهش میکنم آروم تر میترسم
تهیونگ هیچ حرفی نزد تا اینه رسیدن عمارت ....
اسلاید 2 موتر کیم تهیونگ ما
》》》》》》》》》》》
وارد عمارت شدن و همه خواب بودن چراغ ها خاموش بودن تهیونگ با عصبانیت سمته اتاق اش رفت و مینو هم پشته سرش قدم برداشت
وارد اتاق شدن و تهیونگ سمته حمام رفت مینو هم سمت کمد لباس رفت لباس خواب اش را برداشت و پوشید ... رو تخت نشست
مینو .... خوب من فقد ۱۸ سالمه بعدشم بچه دار شم نمیشه نه اصلا و عبدا
رو تخت دراز کشید و تهیونگ را دید که از حمام بیرون اومد
زیرپوش آستین کوتاه با شلوار‌ مشکی پوشیده رفت و موهایش را خشک کرد مینو تظاهر به خواب بودن میکرد وقتی تهیونگ موهایش را خشک کرد رو تخت دراز کشید...
نیم نگاهی به مینو انداخت و بهش پشت کرد مینو با این حرکت تهیونگ خیلی ناراحت شد و اونم رو پهلو چپ اش دراز کشید و هالا هر دو به هم پشت کرده بودن

@Yonjin953
دیدگاه ها (۶)

استاد کیم (فصل۲)پارت ۸۰صبح وقتی مینو بیدار شد روبه تهیونگ کر...

استاد کیم (فصل ۲) پارت ۸۱نزدیک های ظهر بود که تهیومگ از سره ...

استاد کیم(فصل ۲ )پارت ۷۸تهیونگ : خب خوش اومدین کانگ دا : تهی...

استاد کیم (فصل ۲)پارت ۷۷تهیونگ دو جعبه ای از جیب کت اش برداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط