{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اخرین_پیچ

#اخرین_پیچ
#پارت_17

از زبان ات

به پارکینگ رفتم و سوار موتور شدم ، همینکه کلا کاسکت رو روی سرم گذاشتم یکی داد زد .....

دختر رئیس اینجاس بگیریدش .....

+ و خب اره..... بدبختی شروع شد پارک ات گاز بده دختر!

ات فورا موتور رو روشن کرد و از پارکینگ خارج شد ، افراد پدر ات برای اینکه ات نره سعی میکردن به لاستیک موتور شلیک کنن اما موفق نشدن.... و ات نجات پیدا کرد

+ گندش بزنن حتی موبایلم نیست زنگ بزنم به یکی برای کمک ..... افرادش دنبالمن!

از زبان ات

حدود ۲۰ دقیقه رو فقط توی شهر برای گم و گور کردن خودم می‌چرخیدم اما بازم نشد ..... تا اینکه خوردم به جاده ی اصلی!  به عقب نگاه کردم که متوجه شدم که اونا منو گم کردن ..... نجات پیدا کردم! اما قطعا منو پیدا میکنن دوباره باید قایم بشم ........

( ات متوجه ی تریلی که جلوش بود شد ، نگاهی به ارم پایینش انداخت که علامت خرگوش بود ، متوجه شد که این ماشین برای ککوک هست و برای نجات ات اومده اما ات براش سوال بود که چطوری باید فرار کنه؟!  تا اینکه در گاری تریلی باز میشه و ازش یک چیز تخته مانند پایین میاد که ات بتونه باهاش با موتور بالا بیاد و وارد اتاقک تریلی بشه .........)

+ واقعا فوق العاده ای جئون جونگ کوک!

ته: یااااا پارک ات حالت چطوره؟! دلم براتون تنگ شده بود ....

+ تهیونگ؟!

ته: نگران نباش الاناس که برسیم کمی دیگه صبر کن

+ پوفففف انگاری صدای من نمیره ‌......( دستی توی موهاش می‌کشه)

ویو کوک

-خب خب ...... نظرتون برای راند بعدی چیه؟! می خوایین با شلاق تیغه دار بزنمتون هااا؟

اون سو: ههی جئون تمومش کن! من اگه آزاد بشم دستم بهت برسه بد میشه ....

- اوهههه ترسیدم پسر ( می‌خنده)

(موبایل کوک زنگ میخوره)

ته : کوک ات رو گرفتم بیا پیشش من میام اونجا

- الان که نمیتونم ولشون کنم و......

لئون: یکی از افرادت رو بزار مراقب باشه تا موقعی که من میام .....

- لوکیشن بفرستی اومدم !

( پایان مکالمه)

: اوه اینجارو باش .... یکی داره می‌ره ( می‌خنده)

- خوشحال نباش ، راه فراری نداری!

(کوک تمامیه گروه کیم رو بیهوش می‌کنه و از سوله خارج میشه )

-حواستون به تمامیشون باشه فهمیدی؟!

فرد: چشم ارباب ( تعظیم می‌کنه)

از زبان کوک

فورا سوار ماشین شدم و گاز دادم به سمت مقصدم  ....... مقصد وسط جاده بود! عجیبه والا .... نگاهی به گوشه ی جاده انداختم ، متوجه ی تریلی شدم که پایینش لوگوی خرگوش داره!  پس این مال  منه ...... کنارش ترمز زدم و از ماشین پیاده شدم

- کجاس؟؟؟؟

ته: آروم باش داداش بزار در باز شه ( خنده)

از زبان ات

نشسته بودم یه گوشه که متوجه نوری شدم ....... در اتاقک داشت باز می‌شد! پس یعنی وقت رفتنه ..... پا شدم و کمی به جلو اومدم هنگام پایین اومدنم با کوک مواجه شدم.

لایک و نظرتون درباره فیک = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
دیدگاه ها (۰)

#اخرین_پیچ #پارت_18 +جئون جونگ کوک؟! - پارک ات حالت خوبه؟! ه...

#اخرین_پیچ#پارت_19 -ات...ات صدای منو می شنوی؟ + هااا -صبح بخ...

https://wisgoon.com/jvdtbuفالوووو

#اخرین_پیچ #پارت_16 - چیمیگی تو؟! ( کیم اون سو چیزی نمیگه و ...

#اخرین_پیچ #پارت_12 ات فورا دست به کار میشه و سعی می‌کنه به ...

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط