از زبان او ....
از زبان او ....
"رفتن"
رفتن که بهانه نميخواهد !!!
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !!!
"ماندن"
ماندن اما بهانه مى خواهد ....
دستى گرم،
نگاهى مهربان،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى،
بوى عود،
يک آهنگ مشترک،
خاطرات تلخ و شيرين ...
وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار میبینی و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !!!
آرى ،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام !!
"رفتن"
رفتن که بهانه نميخواهد !!!
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !!!
"ماندن"
ماندن اما بهانه مى خواهد ....
دستى گرم،
نگاهى مهربان،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى،
بوى عود،
يک آهنگ مشترک،
خاطرات تلخ و شيرين ...
وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار میبینی و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !!!
آرى ،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام !!
- ۴۷۰
- ۲۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط