عشق اغیشته به خون

( عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۱۰

جان خواب‌آلودگی غر زد : من فسقلی نیستم ..
بیخیال ادامه داد : بمون میون‌شی...
و این جیمین بود که از پله ها پایین آمد و جدی پالتو اش را پوشید : نه میریم حوصله نیشو کنایه نداریم ..
میون‌شی تند روبه تهیونگ کرد : اونی باید سوپش رو بخوره و بعدش براش دمنوش درست کن شاید نیاز داشته باشه که لباس عوض کنه براش لباسو آماده کردم فقد باید کمکش کنی .. لبخند زد
تهیونگ خم شد و محکم گونه میون‌شی را بوسید : خیلی ممنون خواهری
میون‌شی با ذوق لبخند زد و دست جان را گرفت سپس هر سه از عمارت خارج شدن .. هوا به شدت سردی بود .. تا حدی که لرز به استخوان میزد .. جان مثل همیشه پست نشست و میون‌شی جلو .. جیمین هم رانندگی میکرد..
میون‌شی : جان سردت که نمیشه ..
جان سرش روی صندلی گذاشته بود و به خواب عمیقی فرو رفته بود در حالی که پنچ دقیقه هم نمیشد که راهی شدن ... لبخند زد و از پشت نگاهش میکرد جان تند و در خواب گفت : اوما سرد نیست ..
خنده میون‌شی محو شد و به جلو نگاه کرد ...جیمین بلافاصله با لحن ذوق ای گفت : خیلی دوست داره..
میون‌شی: کی .
جیمین برای عوض کردن جو خندید و تند گفت: من.. خوب معلومه جان
قلب زریف دخترک لرزید و ضربان قلب اش بالا رفت ولی وقتی بقیه کلمه را شنید ٫ خوب معلومه جان ٫ قلبش مثل شیشه خورد شد .. بغضش گرفت و تند سمت شیشه چشم دوخت اگر در دست خودش بود همین الان خودشو از ماشین پرت میکرد پایین یا اگه بچه تو ماشین نبود حتما کاری میکرد که تصادف کند .. ولی به سختی لب گزید و سکوت کرد
جیمین گیچ نگاهش کرد و تند به جاده چشم دوخت مرد گیج مانند حتی متوجه شوخی مزخرف هم نشد
تا. رسیدن به خونه سکوت حتی وقتی وارد ویلا شدن آروم و ساکت جیمین جان را روی تخت نرم و آبی خود او گذاشت و پتو را رویش کشید سپس به اتاق خودش هجوم برد جسم خواب آلودگی همسرش را روی تخت دید
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۱معجزه من زیر دوش آماده ای .. یا ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۲تهیونگ داغون نگاهش کرد و آروم گفت...

میون‌شی لبخند زد ولی جیمین تند تر گفت : نمیشه .. من و جان تو...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۹میون‌شی آروم وارد اتاق شد سپس سین...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۷کمی تکون خورد ولی جایش به حدی تنگ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۵جیمین : انگار جای من خالیه جان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط