میون‌شی لبخند زد ولی جیمین تند تر گفت : نمیشه .. من و جان

میون‌شی لبخند زد ولی جیمین تند تر گفت : نمیشه .. من و جان تو خونه تنهاییم .. جانم خیلی بهش عادت کرده نمیشه که هر دو اونا اینجا بمونن
مین جی با لب های آویزان گفت : باشه ولی صبح زود بیایین
جیمین گردن مین جی را در آغوش گرفت و موهایش را بوسید .. در این فاصله میون‌شی از اتاق خارج شد .. سپس کیف و پالتو اش را به دست گرفت و سمت جان رفت : بیداری...؟
جام با پشت دستش چشم هایش را مالید .. و خواب آلود گفت : خوابم میاد .. میون‌شی تند نشست و کافش جان را تنش کرد سپس کلاه قرمزی بافتنی را روی سر او کشید
میون‌شی : باشه صبر کن دیگه میریم
یوبین خیلی نگران و آروم گفت : کاشکی می‌موندی ؟
تعیونگ دست تو جیب نمود و موهای جان را نوازش کرد : آره این فسقلی هم خوابش میاد ...
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

رفتار سرد

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

رمان : رفتار سرد

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt³(end)_"جی هو...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

{محکوم به لمس } part ۱۹ 杂交种ناگهان دست جیمین محکم دور کمرش ح...

جنگل نفرین شده پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط