{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اغیشته به خون )

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۰۹

میون‌شی آروم وارد اتاق شد سپس سینی را روی عسلی گذاشت پتو را از روی دست های ضعیف دخترک جمع کرد ، ولی او غرق خواب بود .. میون‌شی دستی به موهایش کشید و آروم سمت کمد رفت .. یک شلوار بک گشاد مشکی برداشت با پیراهن یقه بزرگ سپس روی تخت گذاشت همراه با حوله تمیز ..
و در کمد را بست همون دقیقه بود که مین جی آروم پلک از روی هم برداشت .. میون‌شی شرمنده گفت : ببخشید بیدارت کردم ؟
مین جی نیم خواب و نیم بیدار گفت : اشکالی نداره ساعت چنده ؟
میون‌شی کنارش نشست : ۳۰ : ۱۱ دقیقه شب ..
مین جی اخم کرد و آروم گفت : چرا نخوابیدی ؟
میون‌شی لبخند زد : می‌خوابم اپل بشین اینو بخور ..
مین جی بی‌حال با کمک میون‌شی نیم خیز شد و سینی روی پاش قرار گرفت ..
مین جی کلافه و با عادی بچه ها گفت : ترو خدا .. من از اینا خوشم نماید
میون‌شی خندید : نه نه باید بخوری برات خوبه..
مین جی جرعی از سوپ را در قاشق غذاخوری برداشت : تهیونگ کجاست ؟
میون‌شی آروم گفت: پایین .. خیلی نگرانت بودـ..
مین جی : ولش کن .. باور نکن ..
میون‌شی بهتر دانست که سکوت کند .. سپس چشم اش خورد به لباس حالا به یادش افتاد تند گفت : راستی برات لباس گذاشتم اگه لازم شد بپوش ولی تا وقتی من نیستم دست به چیزی نزنـ..
تقی به در زده شد .. میون‌شی سکوت کرد و فرد پشت در وارد اتاق شد جیمین با کمال احترام و لبخند گفت : وای بیدار شده خواهرم
مین جی خسته گفت : سلام ..
جیمین دست تو جیب کرد و آروم گفت: سلام .. خوبی ؟ درد که نداری
مین جی : نه .. ممنون ..
جیمین سمتش رفت سپس خم شد و آروم موهای مین جی را بوسید و دستش را روی سر او گذاشت : خدا کنه زود خوب بشی .. عزیز داداشی
مین جی بی‌حال لبخند زد سپس تکیه داد به تاج تخت
جیمین روبه میون‌شی کرد و جدی گفت : پاشو بریم ..
مین جی کمی با بغض نگاهش کرد : کجا .. منو تنها میزارین
با بلند شدن میون‌شی جیمین تند روبه رو مین جی نشست : نه عزیزم صبح زود میایم ولی الان باید بریم
مین جی بغض گرفت و آروم گفت : میون‌شی نره ..
دیدگاه ها (۱)

قسمت هفده

اسم فیک: عشق اجباری منپارت: بیست و چهارم"ویو مین جی"دستم رو ...

بقیه پارت 26جینا: حتی با اینکه همیشه باهام سرد بود....نمیدون...

سناریو

ادامه سناریو

چند پارتی

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط