{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اخر

پارت اخر
یونگی: بالاخره یوری رفت اتاق عمل و ما منتظر موندیم تقریبا ۴ ساعتی گذشته بود و همه نگران پشت در اتاق عمل منتظر وایساده بودیم که بالاخره دکتر از اتاق عمل اومد بیرون
یونگی: دکتر حالش چطوره؟
دکتر: عمل موفقیت آمیزی بود و حالشون هم خوبه اما چون بیهوشی زیاد بوده ممکنه بهوش بیان ولی بعد دوباره بیهوش بشن
یونگی: خیلی ممنونیم دکتر
بعد از رفتن دکتر یوری رو آوردن بیرون و به بخش مراقبت های ویژه منتقلش کردن و من منتظر موندم تا یوری بهوش بیاد
پرش زمانی به بهوش اومدن یوری:
اروم اروم چشم هام رو باز کردم خسته بودم و درد داشتم و سرگیجه که در باز شد و یونگی اومد تو
یونگی: بهت گفتم که زود تموم میشه خوبی؟ درد که نداری؟
یوری: چون ماسک اکسیژن بهم وصل بود نمیتونستم حرف بزنم و فقط سرم رو بالا پایین کردم که بعد از چند ثانیه پلک هام داشتن بسته میشدن و
یونگی: فهمیدم دوباره میخواد بیهوش پس بهش گفتم: چیزی نیست به خاطر بیهوشی دوباره بیهوش میشی بخواب من پیشتم
یوری: اروم سرم رو تکون دادم و بیهوش شدم

خوب دوستان اینم از این فیک و تموم شد و بعد از عمل یوری ذازدوتج کردن و بچه اوردن و خلاصه امیدوارم خوشتون اومده باشه درخواستی داشتید بگید
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی یونگی درخواستی👇خوب بچه ها فیک جدید داریم درخواستی ...

معرفی فیک👇اسم بچه های اعضا:جین: جین وونامجون: کی جونتهیونگ: ...

PART(۱۷)یوری: بعد از اینکه یونگی باهام حرف زد گفت که امروز ع...

PART(۱۶)یونگی: ا/ت تو باید عمل کنیا/ت: چ......چی؟ عمل برای ....

رمان امگا کوچولوی من پارت 7یونگی همین جوری داشت با خودش حرف ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 40ویو ات*خیلی صدای تیر اندازی زیاد بو...

عشق فاش شده من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط