{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ندیدم بیدی، سایه‌اش را بفروشد به زمین

من ندیدم بیدی، سایه‌اش را بفروشد به زمین
رایگان می‌بخشد، نارون شاخه‌ی خود را به کلاغ
هر کجا برگی هست، شوق من می‌شکفد
تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر
زندگی رسم خوشایندی است
پرشی دارد اندازه‌ی عشق
/سهراب/
دیدگاه ها (۷)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط