{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجشنبه ها اما

پنجشنبه ها اما
دلتنگی هایمان رنگ دیگری دارد.
به رنگ حسرتی بی پایان
به رنگ بغضی کودکانه که زانوی غم بغل کرده و در گوشه ای از گلویمان چمبره زده
به رنگ آرزوهایی که میدانی هیچوقت برآورده نمیشود.
به رنگ خاطراتی که دیگر تکرار نمیگردد.
پنجشنبه ها را مشق گذشته میکنیم.
از روی روزهای عمرمان چند خطی مینویسیم
تا فراموش نکنیم
آدمهای خوب زندگیمان را
که جز عکسی در آلبوم
و خاطراتی در ذهن
اثری از خود باقی نگذاشته اند.
و چه تلخ است رسم دنیا و نبودن هایش.
دیدگاه ها (۹۸)

بهت گفتم نرو ...نه واسه اینکه میدونستم بعدِ تو گُلِ خنده رو ...

چهره‌ی پیرمرد روی اعلامیه خیلی برام آشنا بود.آره خودش بود.صا...

به من می گفت :"چشم‌های تو مرا به این روز انداخت! این نگاهِ ت...

‎چگونه به تو نزدیک تر شوم؟ وقتی سوز و سرمایِ زمستان نیستم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط