عشق در تاریکی 47.
عشق در تاریکی 47.
× چیزی شده؟
* نه، فقط. ام. امدم بگم ک...
× ببین ملینا میدونم خیلی ناراحتت کردم و واقعا معذرت میخوام بخاطر حسی ک داشتی میدونی خدمم کم نکشیدم و اینکه گفتم یک دیگه رو دوست دارم چرت ترین حرفم توی عمرم بود قسم میخورم هیچکی تو زندگیم نیس ولی باید درکم کنی
* پس مشکلت چیه؟ دوستم نداری؟ نیاز نیس دروغ بگی
× نه ببین منم عاشقتم قسم میخورم خیلی دوستت دارم
بلند شدم و رفتم کنارش رو کاناپه نشستم و دستش رو گرفتم اون حاله آبی ک توی چشمای خوشگلش جمع شده بود رو واضح میدیدم و دلم کباب میشد
× من دوستت دارم خیلی ببخشید ک ناراحتت کردم قلبم ( عوووووووق 🤢)
و کشیدمش توی بغلم سرشو گذاشت رو سینه ام و هق هق میکرد اروم موهاشو نوازش میکردم و هر از گاهی میبوسیدم ک یهو سرش رو بلند کرد و لباش گذاشت رو لبم ( میدونم چرت شد به روم نیارین😐)
<< ویو ات >>
وقتی گوشی رو قطع کردم یه نگاه به وضعیتم کردم ک روی کاناپه بودم کمرم مث چوب خشک شده بود با کلی اخ و واخ بلند شدم پس یعنی کوک دیشب نیومد؟ هعی بیخیال حتما کار داشته رفتم سمت اتاق و یه دوش نیم ساعته گرفتم و امدم بیرون لباس پوشیدم یه میکاپ ناز و کیوت انجام دادم و از خونه زدم بیرون و رفتم سمت دانشگاه همین ک رسیدم سارا امد سمتم و
☆ های بیب
+ درد های کمرم درد میکنه
☆ اوه ( نگاه منحرفانه )
+ مرض دیشب رو کاناپه خوابم برد ذهن مریض
☆ آها آها
رفتیم سمت کلاس سوهو سر جاش نشسته بود و میچا هم نبود ای وای یادم رفت جزوه ها رو برای سوهو بفرستم رفتم و کنارش نشستم
+ سلام
انگار تو این دنیا نبود
+ الوووو؟ دستمو جلوی صورتش تکون دادم
○ ها؟ اوه ات سلام
+ خوبی؟
○ اره تو خبی؟
+ هعی بدنش نیستم راستی جزوه ها یادم رفت بفرستم
○ نه مهم نیس از یکی از بچه های دیگه گرفتم
+ آها بازم ببخشید
○ اشکال نداره، امروز وقت داری حرف بزنیم؟
+ عاااا آره چرا ک نه
○ پس بعد دانشگاه بریم کافه همیشه گی؟
+ آره فکر خوبیه
معلم امد و منم رفتم سر جام نشستم و...
شرط پارت بعد 🤏🏻
20 لایک
13 کامنت
✨️✨️🫶🏻
× چیزی شده؟
* نه، فقط. ام. امدم بگم ک...
× ببین ملینا میدونم خیلی ناراحتت کردم و واقعا معذرت میخوام بخاطر حسی ک داشتی میدونی خدمم کم نکشیدم و اینکه گفتم یک دیگه رو دوست دارم چرت ترین حرفم توی عمرم بود قسم میخورم هیچکی تو زندگیم نیس ولی باید درکم کنی
* پس مشکلت چیه؟ دوستم نداری؟ نیاز نیس دروغ بگی
× نه ببین منم عاشقتم قسم میخورم خیلی دوستت دارم
بلند شدم و رفتم کنارش رو کاناپه نشستم و دستش رو گرفتم اون حاله آبی ک توی چشمای خوشگلش جمع شده بود رو واضح میدیدم و دلم کباب میشد
× من دوستت دارم خیلی ببخشید ک ناراحتت کردم قلبم ( عوووووووق 🤢)
و کشیدمش توی بغلم سرشو گذاشت رو سینه ام و هق هق میکرد اروم موهاشو نوازش میکردم و هر از گاهی میبوسیدم ک یهو سرش رو بلند کرد و لباش گذاشت رو لبم ( میدونم چرت شد به روم نیارین😐)
<< ویو ات >>
وقتی گوشی رو قطع کردم یه نگاه به وضعیتم کردم ک روی کاناپه بودم کمرم مث چوب خشک شده بود با کلی اخ و واخ بلند شدم پس یعنی کوک دیشب نیومد؟ هعی بیخیال حتما کار داشته رفتم سمت اتاق و یه دوش نیم ساعته گرفتم و امدم بیرون لباس پوشیدم یه میکاپ ناز و کیوت انجام دادم و از خونه زدم بیرون و رفتم سمت دانشگاه همین ک رسیدم سارا امد سمتم و
☆ های بیب
+ درد های کمرم درد میکنه
☆ اوه ( نگاه منحرفانه )
+ مرض دیشب رو کاناپه خوابم برد ذهن مریض
☆ آها آها
رفتیم سمت کلاس سوهو سر جاش نشسته بود و میچا هم نبود ای وای یادم رفت جزوه ها رو برای سوهو بفرستم رفتم و کنارش نشستم
+ سلام
انگار تو این دنیا نبود
+ الوووو؟ دستمو جلوی صورتش تکون دادم
○ ها؟ اوه ات سلام
+ خوبی؟
○ اره تو خبی؟
+ هعی بدنش نیستم راستی جزوه ها یادم رفت بفرستم
○ نه مهم نیس از یکی از بچه های دیگه گرفتم
+ آها بازم ببخشید
○ اشکال نداره، امروز وقت داری حرف بزنیم؟
+ عاااا آره چرا ک نه
○ پس بعد دانشگاه بریم کافه همیشه گی؟
+ آره فکر خوبیه
معلم امد و منم رفتم سر جام نشستم و...
شرط پارت بعد 🤏🏻
20 لایک
13 کامنت
✨️✨️🫶🏻
- ۴۴۰
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط