{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم

فصل دوم
پارت ۶۹
#دیانا
با نیکا سوار هواپیما شدیم
۴ ساعت بعد.......
رسیدیم به کشورمون به دوستام
با چشم بچه ها رو دیدم
با نیکا رفتیم سمتشون
مهدیس عسل پانی پریدن بقل منو نیکو
محراب و رضا هم بقلم گردن (!مثل داداش)
با بچه ها رفتیم خونه پانیذ
متین هم بود!
د. بچه ها من دیگ برم خونه مجردی بگیریم با نیکا
ن. مگ خودمون خونه نداریم!
ع. راستش پانی ازدواج کرد منم پیش رصا زندگی میکنم مهدیس هم پیش محراب
ممد. اره دیگ
ن. خب منو دیانا بریم
محراب. اره ماهم بریم خونمون .
ع. رضا بریم خونه مامانم اینا
ر. بش
#نیکا
با دیانا رفتیم یک خونه گرفتیم
خونه ۲۷۹ متر بود
۱۵ تا اتاق ۴ تا آشپز خونه ۵ تا حموم ۵ تا سرویس
د. عه انتقال دادن به این بیمارستان
ن. خب بیا باهم بریم
د. بش
رفتیم اون بیمارستان تا دیانا ثبت نام کنه
دیدگاه ها (۰)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

پارت 15 اسلاید اخر لباس هانا برای رستوران

رمان دخت من

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

عشق بعد نفرت

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

پارت چهاردهم

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

سلام صدسلام😇بچه ها دارم میمیرم 🤩🤒امروز رفتم مدرسه یعنی الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط