سناریو

سناریو
وقتی دوست ات پسربچش رو برای یک شب میزاره پیش ات و اعضا و پسربچش شب میاد وسطتون که پیش ات بخوابه

نامجون:(با دهن باز و دقیقا با حالت اینکه خدایا یعنی چی نگاه بچه میکنه)

جین: هی پسر هندسام متاسفانه خاله اتت یه پسر هندیام تر از تو پیشش داره که باهاش بخوابه
ات: جیننن اون فقط بچه اوفف


شوگا: اولش مقاومت میکنه که اونم بغبت کنه اما بعدش میبینه فایده نداره و پشتشو یمکنه و میخوابه

جیهوپ:میخنده و میگه نه نه نشد پسرم
پسره: اما من میخوام پیش خاله ات بخوابم(اخم و بچگونه)


جیمین: عاااااا
ات:لبخند ضایع و با لب خونی بهش میگه: فقط همین یه شبههه
جیمن: اونم با لبخونی اعتراص میکنه و میگه یه شب هم خیلی زیاده

تهیونگ: از اونجایی که از پسره بچه خوشش اومده کنارش میخوابه و چیزی نمیگه

کوک: ــ اخم.
پسریچه: خاله میشه بغل کنی اینجا یکم ترسناکه(بچگونه)
ات: اره عزیزم بیا (سرشو یمذاره رو سینش)
کوک: زبونشو تو ذهنش میچرخونه
ات: خنده
دیدگاه ها (۷)

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

سناریو توکیو ریونجرز

Did daddy forget the girls day?

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

دروغی که واقعی شد

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۹جونگکوگ تلخندی زد ...

سناریو

#سناریو💛درخواستی 💛وقتی گریه کردی و خوابت بردهنامجون : میاد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط