{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لئون

۱۷

لئون.
رفتیم اتاق بالا یک قلوپه از مشروبمو خوردم و کنار ا.ت روی تخت نشستم
ا.ت.ی..کم زیادی نزدیکی
لئون.بیب...اگر نزیکت نشم چطوره قراره برای من بشی
ا.ت.منظورت چیه داری منو میترسونی
خواستم بلند بشم که دستمو کشید و بالای سرم گرفت
لئون.بیب اگر باهام همکاری کنی درد کمتری میکشی فقط یک شبه
ا.ت.دستای کثیفتو بهم نزن
لئون. نشد دیگه ....وقتی که ناله هات و شنیدم اون موقع میفهمی چطور باهام حرف بزنی
ا.ت.حق با تهیونگ بود نباید اینجا میومدم
لئون.تهیونگ...اون از وقتی که کوچیک بودی دوست داشت اما الان چی بنظرت من لایقتم یا اون
ا.ت.منظورت چیه....بیخیال اون تو هیچ وقت نمیتونی منو داسته باشی حالا هم ولم کنننن
لئون.خواهیم دید
ا.ت.
یک دفعه بوسیدم زورش خیلی زیاد بود نمیتونستم ازش جدا بشم نق هق هق هام کل اتاق و گرفته بود
ا.ت.ازت...هق....خواهش میکنم...هق ولم کن
دست هاش سمت لباسم رفت و زیپشو باز کرد هر کاری میکردم نمیتونستم از زیر دست هاش در برم دستش و برد تا دکمه هام و باز کنه که در با شتاب باز شد و لئون پرت شد اونطرف سریع پتو رو دور خودم کشیدم و یک گوشه نشستم اشک هام نمیزاشتن بیینم کیه
تهیونگ.پسره عوضی میدونستم عوض نشدی همون حروم زاده ای بودی که هستی
دیدگاه ها (۰)

۱۸اصلا حواسم به ا.ت‌ نبود لئون اینقدر زدم که نای بلند شدن ند...

پارت۱۹خونهتهیونگ.ا.ت رسیدیما.ت. ....تهیونگ.ا.ت رفت توی اتاقش...

پارت شانزدهمتهیونگ. ا.ت واقعا لجبازه اصلا دوست نداشتم لمشب ب...

تا جایی که نوشتم گذاشتم ممنون از حمایت هاتون بوس به یک یکتون...

love Between the Tides⁴⁰تهیونگ زنگ زدم به دوهی دوهی: الو دای...

love Between the Tides⁴⁵یک ساعت بعدتق تق تق تهیونگ: کیه؟ درو...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط