{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابراهیم را در محل همه می‌شناختند

ابراهیم را در محل همه می‌شناختند
هر کسی با اولین برخورد
عاشق مرام و رفتارش می‌شد ...
همیشه خانه ابراهیم پُر از رفقا بود
بچه‌هایی که از جبهه می آمدند
قبل از اینکه به خانه خودشان بروند
به ابراهیم سر می‌زدند ...

یک روز صبح امام جماعتِ مسجدِ
محمدیه (شـهدا) نیامده بود
مردم به اصرار ، ابراهیم را فرستادند
جلو و پشت سر او نمـاز خواندند ...
وقتی حاج آقا مطلع شد
خیلی خوشحال شد و گفت :

بنده هم اگر بودم افتخار می‌کردم
که پشت سر آقای هادی نماز بخوانم.

📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم

💖شهید ابراهیم هادی💖

.
.
.
.

.
.
.
. #مکتب_حاج_قاسم
دیدگاه ها (۱)

در سیاره‌ے رنجـ🧨→صبورترینِ انسان ها باش••🍃..📚 #شهید_آوینے🔍 #...

یا رقیه(س)😔💔.... #مکتب_حاج_قاسم

تازمانے‌که‌رسیدن‌به‌توامکان‌داردزندگےدردقشنگیست‌که‌جریان‌دار...

پلاک خون آلود تکاور شهید مرتضی زرهرند

قصه پنجم: خوارجوقتی تقدّس‌نمایی، شمشیر را بر روی ولیّ خدا می...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۴۴ ✦ دو ماه بعد... حیاط مدرسه مثل ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط