{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت
گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت

بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ براین خط چلیپا زد و رفت
دیدگاه ها (۱)

درمان نمی‌خواهم، فقط همدرد می‌خواهمتنها تحمل کردنش را مرد می...

عشق فراموش کردن نیست بخشیدن استگوش کردن نیست درک کردن استدید...

تا کبوتر میشوم تیر و کمان رو میکنی...بال و پر تا میزنم، صیدم...

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ایمن نه آن مستم که نوشد باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط