{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه خاطره ی جالب:

یه خاطره ی جالب:
شنیدم که مادری برای گرفتن پرونده ی فرزندش از مدرسه آمده بود.
وقتی مدیر علت رو جویا شده بود، مادر گفته بود: نگرانم که دخترم چادری شود!چون شما و چند خانم دیگر چادری هستید و از رنگ های مناسب زیر چادر استفاده می کنید و اخلاق مناسبی دارید دخترم خیلی به شما و #چادر علاقه مند شده!!!میترسم!!!
مدیر که نتونسته بود اون خانم رو مجاب کنه پرونده ی اون دختر خانم رو داده بود!!!
واقعا بعضی پدر و مادر ها چه حق هایی که از فرزندشون ضایع می کنند...
دیدگاه ها (۱۰)

.

هوای آلوده تهران تاکنون بیش از هزار نفر رو روانه بیمارستان ک...

مرداب به رودخانه گفت:چه کردی که زلالی؟گفت: گذشتم.

.

.MY GOOD MISTAKE. P2

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

قرار ساختگی واقعی می خوایدش

#ددی_من | قسمت دوم: مدیر جدیدهمهمه و سروصدا توی راهروهای دبی...

پارت ۴۳ـ مدیر مدرسه...صدای آریانا آن‌قدر آرام بود که برای چن...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

مادر با حجاب ولی دختر ... چرا...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما به یون خیره شد.ـ «یعنی چی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط