پارت ۱
(ویو ا.ت )
یه قاتلِ سریالی چرااا من باید ازم مراقبت کنم ... من به چههه .. اه حالا خوبه فقط باید کنارش باشم تا فرار نکنه .. روزی ۷ساعت چطوری آخه اون و تحمل کنم..
فردا باید برم سرِ کار و اون قاتلِ سریالی و ببینم ..
امیدوارم روی اعصاب نباشه ..
پتو رو روی خودم کشیدم و چشمام و بستم ..
(۷:۰۰صبح)
با صدای مامانم از خواب پریدم
م.ا: زود باش دیر شددد
+:باشه مامان
از اتاق بیرون رفت ..به سمت ،wcرفتم و بعد از انجام کارای مربوطه بیرون اومدم ..
بعد از خوردن صبحونه و آماده شدن سوار ماشین شدم ..
و به سمت زندان رفتم .. بعد از ۲۰ مین رسیدم ماشین و توی پارکینگ گذاشتم و وارد زندان رفتم ..
که صدای سها از پشت سرم اومد
#خرررررر وایسا منم بیاممم
+: باشه
بهم رسید و شروع به حرف زدن کرد
#وایییی دختر اگه اون قاتلِ سریالی و ببینی اخخخخ خیلی جذابهههه
+:اینجوری مطمئن شدم خیلی زشته
#عهههه چراا
+:چون چیزی که برای تو جذاب باشه حتما خیلی زشتهععه
#نه بابا کی گفته
+:اکست و یادت رفت
#عه .. راست میگی ..ولی این یکی واقعا جذابه
+: مگه اومده که دیدی
#اره توی اتاقه رئیس گفت برو پیشش
+:باشه
به سمت زیر زمین رفتیم جای که زندانی های ترسناک و خطرناک اونجا زندانی میشن ...
پشت درِ آهنی که خیلی بزرگ بود ایستادم ..
کلید در و از جیبم درآوردم و در و باز کردم...
دستاش با زنجیر بشه شده بود و بدنش زخمی بود ..
شکنجه شده .. این نشون میده که خیلی خطرناکه .. پس نباید زیاد روی مخش راه برم ..
روی صندلیِ که وسط اتاق بود نشستم و بهش نگاه کردم ..
دستش و روی چشماش گذاشته بود و صورتش دیده نمیشن .. موهاش که از غرق به پیشونیش چسبیده بود و لباسای سیاهش که از خونِ خودش پر شده بود ..
بهش زول زده بودم که بلاخره شروع به حرف زدن کرد ...
-:انقدر ازم میترسن که همچین دختره ترسویی رو پیشم گذاشتن تا فرار نکنم
+:شاید چون خطرناکی
-:اووو .. پس ترسناکم
دستش و از چشماش برداشت و بهم نگاه کرد ..
همونجوری که سها گفته بود جذاب بود
چشمای مشکی و جذابی داشت .. پیرسینگ روی لبش و پوسته سفیدش ..
واقعا جذاب بود ..
-: خودم میدونم جذابم آنقدر زول نزن
+:باشه ..
به در و دیوار نگاه میکردم ....
-:دستام و باز کن ..
به سمتش برگشتم و وانمود کردم چیزی نشنیدم
+:ها .. چیکار کنم
-:دستام و باز کن
+: به من چه ..
-:دختره ی ....
+:هر چی میخواستی بگی خودتی
-:پرو لجباز خوشم اومد خوبه لوس نیستی
+:مرتیکه ی هیز .. اه حوصلت و ندارم
-: انگار من حوصلت و دارم ..
سعی کردم هر چی میگه گوش ندم که ...
یه قاتلِ سریالی چرااا من باید ازم مراقبت کنم ... من به چههه .. اه حالا خوبه فقط باید کنارش باشم تا فرار نکنه .. روزی ۷ساعت چطوری آخه اون و تحمل کنم..
فردا باید برم سرِ کار و اون قاتلِ سریالی و ببینم ..
امیدوارم روی اعصاب نباشه ..
پتو رو روی خودم کشیدم و چشمام و بستم ..
(۷:۰۰صبح)
با صدای مامانم از خواب پریدم
م.ا: زود باش دیر شددد
+:باشه مامان
از اتاق بیرون رفت ..به سمت ،wcرفتم و بعد از انجام کارای مربوطه بیرون اومدم ..
بعد از خوردن صبحونه و آماده شدن سوار ماشین شدم ..
و به سمت زندان رفتم .. بعد از ۲۰ مین رسیدم ماشین و توی پارکینگ گذاشتم و وارد زندان رفتم ..
که صدای سها از پشت سرم اومد
#خرررررر وایسا منم بیاممم
+: باشه
بهم رسید و شروع به حرف زدن کرد
#وایییی دختر اگه اون قاتلِ سریالی و ببینی اخخخخ خیلی جذابهههه
+:اینجوری مطمئن شدم خیلی زشته
#عهههه چراا
+:چون چیزی که برای تو جذاب باشه حتما خیلی زشتهععه
#نه بابا کی گفته
+:اکست و یادت رفت
#عه .. راست میگی ..ولی این یکی واقعا جذابه
+: مگه اومده که دیدی
#اره توی اتاقه رئیس گفت برو پیشش
+:باشه
به سمت زیر زمین رفتیم جای که زندانی های ترسناک و خطرناک اونجا زندانی میشن ...
پشت درِ آهنی که خیلی بزرگ بود ایستادم ..
کلید در و از جیبم درآوردم و در و باز کردم...
دستاش با زنجیر بشه شده بود و بدنش زخمی بود ..
شکنجه شده .. این نشون میده که خیلی خطرناکه .. پس نباید زیاد روی مخش راه برم ..
روی صندلیِ که وسط اتاق بود نشستم و بهش نگاه کردم ..
دستش و روی چشماش گذاشته بود و صورتش دیده نمیشن .. موهاش که از غرق به پیشونیش چسبیده بود و لباسای سیاهش که از خونِ خودش پر شده بود ..
بهش زول زده بودم که بلاخره شروع به حرف زدن کرد ...
-:انقدر ازم میترسن که همچین دختره ترسویی رو پیشم گذاشتن تا فرار نکنم
+:شاید چون خطرناکی
-:اووو .. پس ترسناکم
دستش و از چشماش برداشت و بهم نگاه کرد ..
همونجوری که سها گفته بود جذاب بود
چشمای مشکی و جذابی داشت .. پیرسینگ روی لبش و پوسته سفیدش ..
واقعا جذاب بود ..
-: خودم میدونم جذابم آنقدر زول نزن
+:باشه ..
به در و دیوار نگاه میکردم ....
-:دستام و باز کن ..
به سمتش برگشتم و وانمود کردم چیزی نشنیدم
+:ها .. چیکار کنم
-:دستام و باز کن
+: به من چه ..
-:دختره ی ....
+:هر چی میخواستی بگی خودتی
-:پرو لجباز خوشم اومد خوبه لوس نیستی
+:مرتیکه ی هیز .. اه حوصلت و ندارم
-: انگار من حوصلت و دارم ..
سعی کردم هر چی میگه گوش ندم که ...
- ۱۸.۰k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط