سکوت پیست
سکوت پیست
Part:²⁵
(ویو جونگ کوک)
مشغول بررسی ی سری محموله ها بودم که گوشیم زنگ خورد
مری بود
نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم..
(دیگه همون مکالمه پارت قبل🦧)
+داد نزن اصن من قهرم(گریه)
و یهو گوشیو قطع کرد
لعنتیییی دختره توقع داشت من بیام واسش میو کنمممممم
الان چجوری پیدات کنم مری
ای خدا
سریع ی دست لباس پوشیدم و از خونه زدم بیرون و سوار ماشین شدم
یکی یکی بار هارو میگشتم
اما خوب میدونستم این کارم بی فایدست
با نا امیدی از ی بار دیگه هم بیرون اومدم که گوشیم زنگ خورد مری بود
انگار دنیا رو بهم داده بودن
سریع تماسو وصل کردم
_الو مرییی این بچه بازیا چیه سریع بگو ببینم کجایی(عصبی)
...:سلام آقا ببخشید
این خانم حالشون خیلی بده و من نمیدونم باید چکار کنم اگه میشه زودتر بیایین دنبالشون
_شما کی هستین؟
مری کجاست؟
...:ببین آقای محترم این خانم توی خیابون داشت راه میرفت و گریه میکرد
متوجه شدم که مسته و به آخرین کسی که باهاش تماس گرفته یعنی شما زنگ زدم تا بیایین دنبالش الانم لطفا خودتون رو زود تر برسونین
د آخه با چه فکری پاشدی رفتی تو خیابون مری(عصبی)
_باشه باشه ادرسو بفرستین
...:باشه الان آدرس رو میفرستم
خواستم قطع کنم که صدای گریه ای از پشت گوشی توجهمو جلب کرد
+بگو جونگ کوک بیاد برام میو کنهههه(گریه)
...:آروم باشین خانم دوست پسرتون الان میاد
+من جذاب آخمومو میخوامممممم
بگو بیاد میو کنههه(گریه)
خندم گرفته بود
دوست پسر؟هه
عمرا واسه این بچه صدای گربه در بیارم مگه احمقم
تماسو قطع کردم و به سمت آدرسی که زنه داده بود رفتم...
Part:²⁵
(ویو جونگ کوک)
مشغول بررسی ی سری محموله ها بودم که گوشیم زنگ خورد
مری بود
نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم..
(دیگه همون مکالمه پارت قبل🦧)
+داد نزن اصن من قهرم(گریه)
و یهو گوشیو قطع کرد
لعنتیییی دختره توقع داشت من بیام واسش میو کنمممممم
الان چجوری پیدات کنم مری
ای خدا
سریع ی دست لباس پوشیدم و از خونه زدم بیرون و سوار ماشین شدم
یکی یکی بار هارو میگشتم
اما خوب میدونستم این کارم بی فایدست
با نا امیدی از ی بار دیگه هم بیرون اومدم که گوشیم زنگ خورد مری بود
انگار دنیا رو بهم داده بودن
سریع تماسو وصل کردم
_الو مرییی این بچه بازیا چیه سریع بگو ببینم کجایی(عصبی)
...:سلام آقا ببخشید
این خانم حالشون خیلی بده و من نمیدونم باید چکار کنم اگه میشه زودتر بیایین دنبالشون
_شما کی هستین؟
مری کجاست؟
...:ببین آقای محترم این خانم توی خیابون داشت راه میرفت و گریه میکرد
متوجه شدم که مسته و به آخرین کسی که باهاش تماس گرفته یعنی شما زنگ زدم تا بیایین دنبالش الانم لطفا خودتون رو زود تر برسونین
د آخه با چه فکری پاشدی رفتی تو خیابون مری(عصبی)
_باشه باشه ادرسو بفرستین
...:باشه الان آدرس رو میفرستم
خواستم قطع کنم که صدای گریه ای از پشت گوشی توجهمو جلب کرد
+بگو جونگ کوک بیاد برام میو کنهههه(گریه)
...:آروم باشین خانم دوست پسرتون الان میاد
+من جذاب آخمومو میخوامممممم
بگو بیاد میو کنههه(گریه)
خندم گرفته بود
دوست پسر؟هه
عمرا واسه این بچه صدای گربه در بیارم مگه احمقم
تماسو قطع کردم و به سمت آدرسی که زنه داده بود رفتم...
- ۱۸۲
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط