{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگما این باران ۲۰ سال منتظر باباش مونده که بیاد براش قصه

میگما این باران ۲۰ سال منتظر باباش مونده که بیاد براش قصه بگه؟!!
خب زنگ میزد به ۹۰۹۲۳۰۱۲۰۲ یه زنگ بزن به زنگوله یه قصه بشنو!!!!
خووو اعصاب خودشو ما رو هم خرد نمیکرد :|
دیدگاه ها (۵)

جانم

خخخخخ

اشتباه من بود کسی را پاشویه می کردم که در '' تب '' دیگری می ...

همه گفتند بخشش از بزرگان است... من بخشیدم... و هیچ کس نگفت چ...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

"یک خانه دو دیوانه"فصل اولپارت 1رزاواخر پاییز بود.از اون پای...

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

P7 .PRISON MAFIA.

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

امروز برای چندمین بار متوجه شدم که هرکسی بهم میرسه دوستم نیس...

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط