سناریو درخواستی

سناریو درخواستی :
وقتی توی دفترت شعر های عاشقانه می نویسی

کیم نامجون : چون خانوادت با این موضوع مخالف بودن از همه پنهانش کردی حتی از اون اما یه روز اون میخواست سوپرایزت کنه و زود تر از کمپانی برگشت. اروم وارد اتاق شد اما تو خواب بود و کنارت دفترچه کوچکی قرار داشت. کنجکاوانه دفتر رو برداشت و تمام صفحات و نوشته هات رو نگاه کرد. لبخندش هر لحظه بیشتر میشد ، دفتر رو برداشت. صبح روز بعد توی اخبار اعلام کردن که کیم نامجون به همراه همسرش قرار اهنگی منتشر کنه. چشمات شد قد یه پیاز، دستاش دورت پیچید و با صدای بمش زیر گوشت گفت : مشکل چیه پرنسس؟ کاش میشد به جای ساخت اهنگ شعرات رو بپرستم:)

کیم سوکجین : به مسافرت رفته بودید و اون متوجه میشد که هر روز داری توی دفترت یه چیزایی می نویسی  اما نمیدونست چی. یه روز صبح که به حمام رفته بودی دفترت رو برداشت. تک به تک نوشته هات رو با تمام وجودش حس کرد. لبخند بزرگی زد که یهو صدای جیغی خفه ای از پشت سرش شنید. برگشت و با تو مواجه شد، سراسیمه به طرفش رفتی و سعی کردی دفتر رو ازش بگیری اما اون دفتر رو پشت خودش قایم کرد. دستت رو گرفت و از پشت بغلت کرد، اروم گفت : ایگو! اینا حرفای دل فرشته کوچولوی منه؟ وقتی داشته زمانه سختی رو می گذرونده؟ عاشقشونم به اندازه ی تو. اما باید با صدای بهشتیت برام اونا رو بخونیااااا.

مین یونگی : اون فهمیده بود که این کار رو میکنی و همش ازت میخواست که حداقل یه بار اجازه بدی دفترت رو بخونه اما تو چون خجالت می کشیدی، نشونش نمیدادی. اون روز روی مبل نشسته بودی و مثل همیشه داشتی بیت های توی ذهنت رو روی کاغذ میاوردی که یهو دفتر از دستت کشیده شد. مبل پایین رفت و یونگی همراه با دفترت روی اون نشست. معترضانه گفتی : یااااا یونگیااا پسش بده. به طرفش رفتی اما اون دستت هات رو با یه دستش قفل کرد و زمزمه کرد : اروم باش کیتین فقط میخوام حرفای دل کوچولوت رو بخونم همین! دیگه تقلا نکردی و اروم نشستی بعد از مدتی یونگی سرش رو بالا اورد و با حیرت بهت نگاه کرد. دفتر رو از دستش کشیدی که گفت : از این به بعد تو برام مینویسی و من ملودی میسازم، تا شاهکار خلق کنیم فرشته من.
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو درخواستی : وقتی توی دفترت شعر های عاشقانه می نویسی جا...

جونگ کوک : هر موقع میرفتید به باشگاهش تو حوصله ات سر میرفت و...

پارک جیمین : همیشه وقتی حالت بد میشد اولین نفره که کنارته. ب...

سناریو درخواستی: وقتی به عنوان خواهرش آسم شدید داری. کیم نام...

¹⁸پارت²my month

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط